« ما براى شما از رشيد بهتريم . »
باقى ياران خود را نيز به پيش خود باز گرداندند و تمام اسلحهء كسانى را كه در شهر بودند گرفتند و بر اموالى هم كه رشيد در آن قلعه داشت دست يافتند .
آنگاه از قلعه رفتند و به شهر قبله روى آوردند كه به گرجىها تعلق داشت .
در برابر شهر اردو زدند و آن جا را محاصره كردند .
رشيد ، همين كه شنيد ايشان از آن قلعه رفتهاند ، بدان جا بازگشت و آن را گرفت .
قبچاقهائى را هم كه در آن دژ به سر مىبردند ، كشت .
آن گروه از قبچاقها كه در قبله بودند ، از اين پيشامد آگاهى نداشتند بدين جهة عدهاى از افراد خود را بدان قلعه فرستادند و رشيد آنها را نيز از دم شمشير گذراند .
قبچاقها كه اين خبر را شنيدند به دربند بازگشتند در حالى كه ديگر اميدى به گرفتن قلعه نداشتند .
صاحب قبله ، هنگامى كه قبچاقها محاصرهاش كرده بودند ، براى ايشان پيام داد و گفت :
« من كسى را پيش فرمانرواى گرجستان مىفرستم و از او مىخواهم كه براى شما خلعتها و اموالى بفرستد . و ما و شما با يك ديگر همدست مىشويم و شهرها را مىگيريم . »
قبچاقها كه اين وعده را شنيدند چند روزى از تاراج ولايت او خوددارى نمودند . بعد دست به يغما و تباهكارى گشودند و همهء سرزمين قبله را غارت كردند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 235
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٣٥