كفر يا از گناه و با سر ايمان و طاعت شوند ، خداى تعالى غفور و رحيم است ، آمرزنده و بخشاينده است .
و « سيّئات » جمع سيّئه ( 1 ) باشد و آن خصلتى باشد يسوء صاحبها ، خداوندش را اندوهناك كند . و نقيض او حسنه باشد . و حقيقت توبه گفتهايم ، و اصل او در لغت رجوع باشد . و قوله : * ( مِنْ بَعْدِها ) * ، اين ضمير راجع است با سيّئات .
اگر گويند : چگونه گفت كه توبه كنند و ايمان آرند - و توبه اين جا ايمان است براى آن كه در عبدهء عجل آمد ؟ جواب گوييم : اگر چه آيت در حقّ ايشان است ، حكم مقصور نيست بر ايشان ، بل شامل است جمله كفّار و فسّاق را چون از كفر ايمان آرند و از فسق توبه كنند . و اگر مراد ايشاناند ، پس چه منع است كه ايشان را برون عبادت عجل گناهان دگر ( 2 ) باشد كه نه معصوماند ، تا ايمان از كفر باشد و توبه از معاصى .
جواب سيم ( 3 ) از او آن است كه : اگر هر دو يكى است از روى معنى ، چون لفظ مختلف مىشود روا باشد ، چنان كه گفت ( 4 ) :
و هند أتى من دونها النّاى و البعد
بعضى دگر گفتند : تابوا من المعصية و امنوا بالتّوبة ، يعنى ايمان آرند به آن كه توبه نافع است و سود خواهد داشت . و گفتند : براى آن لفظ ايمان و توبه جدا كرد كه توبهء ايشان نه به لفظ بود نه به دل ، بل به كشتن بود . ايمان آوردند و تيغ برداشتند و در يك دگر نهادند در ضبابى ( 5 ) و ظلمتى كه پديد آمد آن جا - چنان كه برفت . چون روشن شد ، هفتاد هزار مرد كشته شده بود ( 6 ) . پس ايمان به دل بود و توبه به قتل . چون چنين باشد ، تكرار نباشد - و اللَّه أعلم بمراده .
هامش
( 1 ) . آف : ندارد .
( 2 ) . مج ، وز ، مل ، لت : ديگر .
( 3 ) . مج ، وز : سهام ، مل ، آج ، لب : سيوم ، لت : سؤم .
( 4 ) . مل شعر .
( 5 ) . وز : ضبابى .
( 6 ) . مج ، وز : كشته بودند ، مل : كشته شده بودند .