تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
گفت : * ( رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلأَخِي ) * ، بار خدايا مرا بيامرز و برادر مرا . * ( وَأَدْخِلْنا فِي رَحْمَتِكَ ) * ، و ما را در رحمت خود بر . و سؤال ايشان مغفرت را نه ا [ ز ] ( 1 ) براى گناهى ( 2 ) باشد ، بل بر سبيل انقطاع با خداى تعالى و خضوع با او تا بدان تحصيل ثواب و رفعت درجه كنند ، و گفتند : اين دعا بر سرى ( 3 ) خود را و برادر را براى آن كرد تا بدانند كه آن كه ( 4 ) با هارون كرد « من أخذه ( 5 ) برأسه و جرّه إليه » » ، نه بر سبيل استخفاف و غضب بود كه آن كس كه با كسى چنان معامله كند ، عقيب آن او را چنين دعا نكند ، و ما را در تحت رحمت خود آر و تو رحيمتر از همه رحيمانى . آنگه گفت : * ( إِنَّ الَّذِينَ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ سَيَنالُهُمْ غَضَبٌ ) * ، گفت : آنان كه گوساله معبود خود گرفتند و آن را پرستيدند ، برسد به ايشان خشمى از خداى و مذلَّتى و خواريى . و اين « سين » استقبال است كه فعل حال را از مستقل جدا كند ، چون اين « سين » باشد فعل خاص بود ( 7 ) به استقبال ، يقال : ناله كذا و لحقه و أصابه بمعنى واحد . و « ذلَّت » ذلّ باشد و اين مقصور نيست بر ايشان تنها ، بل هر كه اين دروغ گويد بر من هم [ اين ] ( 8 ) جزا يابد از غضب و مذلَّت و خشم و خوارى . أبو قلابه گفت : اين جزاى هر دروغزنى است بر خداى تعالى تا به روز قيامت . و مالك بن أنس گفت : هيچ مبتدع نباشد و الَّا از بالاى سر خود مذلَّتى يابد . آنگه گفت : * ( وَالَّذِينَ عَمِلُوا السَّيِّئاتِ ثُمَّ تابُوا مِنْ بَعْدِها وَآمَنُوا ) * ، چون وعيدى سخت بگفت گناهكاران و ظالمان و دروغزنان را ، خواست [ 199 - پ ] كه باز نمايد كه در توبه بر ايشان بسته نيست - اگر چه بدكردار باشند ، چون توبه كنند از
هامش
( 8 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به لت افزوده شد . ( 2 ) . مج ، وز : نه براى گناهى . ( 3 ) . آج ، لب : بر سر . ( 4 ) . مل : آنچه . ( 5 ) . آف : أخذ . ( 6 ) . ضبط قرآن مجيد چنين است : و أخذ برأس أخيه يجرّه إليه . ( 7 ) . آج ، لب : باشد .