گفت فرعون ايمان آوردى ( 1 ) به او از پيش آن كه دستورى دادم ( 2 ) شما را ، اين مكرى است كه كردى ( 3 ) در شهر تا برون كنى ( 4 ) از اين جا اهلش را ، زود بدانى ( 5 ) .
ببرم دستهاتان و پايهاتان ( 6 ) از خلاف ، پس بردار كنم شما را جمله » .
گفتند ما با خداى خود مىگرديم .
چه انكار كردى ( 8 ) از ما الَّا آن كه ما ايمان آورديم [ به آيات ] ( 9 ) خداى ( 10 ) چون به ما آمد ، خداى ما به زير ( 11 ) بر ما صبر و جان بردار ما را مسلمان .
قوله - عزّ و جلّ : * ( ثُمَّ بَعَثْنا ) * ( 12 ) * ( مِنْ بَعْدِهِمْ ) * - الاية ، خداى تعالى در اين آيت ( 13 ) قصّهء موسى و فرعون [ 178 - ر ] كرد ، گفت : پس بفرستاديم . و « ثمّ » مهلت و تراخى را باشد ، و « بعث » اصل او برانگيختن ( 14 ) باشد ، و اين جا به معنى ارسال است . موسى را ، اين اسمى اعجمى است ( 15 ) لا ينصرف ، از اسباب منع در او سه چيز است :
يكى علميّت يكى عجمت يكى « الف » تأنيث مقصور . * ( مِنْ بَعْدِهِمْ ) * ، از پس ايشان ، يعنى از پس نوح و هود و صالح و شعيب و لوط كه ذكر ايشان برفت . * ( بِآياتِنا ) * ، « با »
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، آج ، لب : ايمان آورديد .
( 2 ) . مج ، آج ، لب ، آف : دستورى دهم .
( 3 ) . مج ، وز ، آف : كرديد .
( 4 ) . مج ، وز ، لب ، آف ، لت : بيرون كنيد .
( 5 ) . مج ، پس شما بدانيد .
( 6 ) . مج ، وز : پايهايتان .
( 7 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، لت : همه .
( 8 ) . آج ، لب : چه چيز عيب مىكنى تو .
( 9 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .
( 10 ) . مج ، وز ، لت ما .
( 11 ) . وز : برريز .
( 12 ) . مج ، آف : بعثناهم .
( 13 ) . مج ، وز ، لت : آيات .
( 14 ) . لب را .
( 15 ) . مج ، وز ، لت : اسمى است اعجمى .