تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
« كان » است و براى آن كه ما بعد « الَّا » در جاى ايجاب افتاد او را اسم كرد از آن كه چون ما قبل « الَّا » نفى باشد ما بعد او ايجاب بود ، و اگر ما قبل « الَّا » ايجاب بود ، ما بعد او نفى باشد . و مراد به قوم او كافران امّت اواند ( 1 ) ، و تقدير آن كه : ( فما كان جواب قومه له اخرجوهم ) و ( 2 ) در « هم » ( 3 ) دو قول گفتند : يكى [ آن كه ] ( 4 ) مراد اوست و دخترانش ، و قولى آن است كه : او و اهل دينش را و اين اوليتر است . و « إخراج » ، نقل الشّىء عن محيط ( تبيان ) باشد . و اصل « قريه » من قريت الماء فى الحوض باشد اذا جمعته ، براى آن كه مردمان در او مجتمع باشند و به عرف مخصوص شده است به ديه و سواد [ و ] ( 5 ) رستاق و الَّا در اصل شهرها را قرى خواندند ، الا ترى إلى قوله تعالى : أُمَّ الْقُرى ( 6 ) ، و أراد بها مكّه . و مكّه شهر است و ديه نيست ، و از اين جا گفت [ ابو ] ( 7 ) عمرو بن العلاء : ما رأيت قرويّين بأفصح من الحسن و الحجّاج و مراد دو مرد شهرى ( 8 ) است كه نه بدوى باشند نه روستاقى ( 9 ) ، و مراد متطهّر ، متكلَّف پاكيزه باشد كالمتعزّز . * ( فَأَنْجَيْناه وَأَهْلَه إِلَّا امْرَأَتَه ) * ، گفت : ما برهانيديم او را و اهلش را . مراد به اهلش دو دختر اويند على قول بعض المفسّرين ، و نام يكى زعورا بود و نام يكى مريثا ( 10 ) ، و دگر مفسّران گفتند : مراد مؤمناناند به او . * ( إِلَّا امْرَأَتَه ) * ، بر قول اوّل استثناى متّصل باشد و بر قول دوم منقطع - مگر زنش كه از جملهء غابران بود . و « غابر » هم ماضى باشد و هم باقى . اگر بر ماضى تفسير دهند ظاهر باشد و سؤال نيست بر او ، و اگر بر باقى تفسير دهند
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، آج ، لب ، آف : اويند . ( 2 ) . اساس و بعضى از نسخه بدلها : گفتند : لوط و قومش ، با توجّه به معنى عبارت و چغاپ شعرانى ( 5 / 218 ) تصحيح شد . ( 3 ) . اساس و ديگر نسخه بدلها : قوم ، با توجه به معنى عبارت و چاپ شعرانى ( 5 / 218 ) تصحيح شد . ( 4 ) . اساس : ندارد ، با توجه به لت افزوده شد . ( 7 - 5 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد . ( 6 ) . سورهء انعام ( 6 ) آيهء 92 و سورهء شورى ( 42 ) آيهء 7 . ( 8 ) . آج : و مراد مردم شهرى ، بم ، آف ، آن : مراد دوم شهرى . ( 9 ) . اساس : روستاق ، با توجه به مج ، وز تصحيح شد . ( 10 ) . مج ، وز ، مل : ريثا ، آج ، لب : مرتبا .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 289 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي