بارانش تا چون برگيرد ابرها را گرانى ( 1 ) برانيم آن را بر ( 2 ) بيابانى مرده فرو آريم به [ او ] ( 3 ) آب ، برون آوريم ما به او از همهء ميوهها ( 4 ) ، همچنين برون آريم مردگان را تا باشد كه انديشه كنند .
و زمين پاك برون آيد نبات او به فرمان خدايش و آن كه پليد باشد برون نيايد مگر اندك ، همچنين بگردانيم حجّتها براى گروهى كه شكر كنند .
قوله : * ( وَلَقَدْ جِئْناهُمْ بِكِتابٍ ) * ، حق تعالى در اين آيت خبر مىدهد كه : ما كتابى آورديم به ايشان . و « جاء » فعل لازم باشد ، و لكن به « با » متعدّى شد و جار و مجرور در محلّ نصب است على انّه مفعول به ، و مجئ و جيئة و إتيان انتقال باشد به حضرت مذكور ، و ذهبت به به عكس جئت به ، و ( 5 ) مراد به « كتاب » قرآن است بلا خلاف ، و اصل كتاب صحيفه باشد كه در او نوشته بود و گفتهاند : فعال است به معنى مفعول ، كالحساب ، بمعنى المحسوب . و * ( فَصَّلْناه عَلى عِلْمٍ ) * ، كه مفصّل باز كرديم مشروح و مبيّن بر علم ، ما عالم بوديم به آنچه كرديم يعنى به كمال عالمى لبس و اشتباه از او زايل كرديم . * ( هُدىً وَرَحْمَةً ) * ، بيانى و لطفى كرديم مؤمنان را و رحمتى و نعمتى بر ايشان . و قوله : * ( هُدىً وَرَحْمَةً ) * محتمل است سه وجه را از اعراب : نصب و قراءت بر آن است و وجه او امّا حال باشد و امّا مفعول له ، و محتمل است رفع را على انّه خبر مبتداء محذوف ، و جرّ را ( 6 ) على صفة كتاب . و قرآن اگر چه بيان و دليل و حجّت است كافران را هم بر آن حدّ كه مسلمانان را ، و لكن نگويند قرآن هدى كافران است تا ايهام نيفتد كه ايشان
هامش
( 1 ) . مج : ابرها گرانبار .
( 2 ) . اساس : و ، با توجه به مج ، وز تصحيح شد .
( 3 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .
( 4 ) . اساس : ميوها / ميوهها .
( 5 ) . مج ، وز باشد .
( 6 ) . آج ، لب ، بم ، آف : ندارد .