فراموش كردند از عمل ، و نسيان بر خداى روا نباشد .
و اين آيت را دو تأويل است : يكى آن كه نسيان از ايشان حقيقت باشد و از خداى تعالى مجاز بر سبيل ازدواج ، چنان كه گفت : وَجَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها ( 1 ) ، و قوله : فَمَنِ اعْتَدى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْه ( 2 ) ، و قوله : وَإِنْ عاقَبْتُمْ [ 154 - ر ] فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِه ( 3 ) .
دوم آن است كه : نسيان از هر دو جانب ترك باشد ، خداى تعالى گفت :
ايشان طاعت ( 4 ) رها كردند ، من نيز ثواب ايشان رها كردم . و وجه سيم ( 5 ) آن كه : با ايشان در دوزخ معاملهء منسيّان و فراموشان رود تا ايشان آن جا مخلَّد و مؤبّد باشند چون كسى كه فراموش كنند . و در شاهد كسى را كه در زندان مخلَّد خواهند داشت ( 6 ) تا بميرد ، گويند : او ( 7 ) او را به زندان فراموشان برند ( 8 ) . وجه چهارم در او آن است كه : اهل بهشت ايشان را فراموش كنند از آن جا كه به لهو و بطر خود مشغول باشند ، و اين نسيان را خداى تعالى با خود اضافت كرد براى آن كه سبب نسيان اهل بهشت به اشتغال ( 9 ) به لهوات و شهوات از جهت ( 10 ) خداى باشد ، و امّا على طريق ( 11 ) قوله : إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّه ( 12 ) ، أى يؤذون اولياء اللَّه ، و اين وجوه همه نيك است و محتمل در تاويل است آيت را ( 13 ) . و مراد به « دين » در آيت ملَّت و طريقت است ، و اقسام او در سورة الفاتحة گفته شده است .
و اصل « لهو » از انصراف بود و هو صرف الهمّ بما لا يحسن به صرفه ، و
هامش
( 1 ) . سورهء شورى ( 42 ) آيهء 40 .
( 2 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 194 .
( 3 ) . سورهء نحل ( 16 ) آيهء 126 .
( 4 ) . مج ، وز من .
( 5 ) . مج ، وز : سهام ، آج : سوم ، لب : سيوم .
( 6 ) . مج ، وز ، مل ، لت : خواهند داشتن .
( 7 ) . مج : آن .
( 8 ) . مج : بردند .
( 9 ) . اساس ، آج ، لب ، بم آف : استشغال ، با توجه به مج ، وز تصحيح شد .
( 10 ) . مج ، وز ، مل : از قبل .
( 11 ) . آج ، لب : طريقة .
( 12 ) . سورهء احزاب ( 33 ) آيهء 57 .
( 13 ) . مج ، وز ، لت : محتمل در تأويل آيت .