ايّاه ، و حرّمت الشّىء تحريما و احرمت بالحجّ احراما و تحرّم بطعامه تحرّما و استحرمت الماعزة اذا طلبت الفحل و الحرم ، الحرام و الحرم ، اسم للإحرام و الحرام ، طلب الماعزة الفحل و الحرم : مكّة و ما والاها ، و الاشهر الحرم : ذو قعدة و ذو الحجّة و المحرّم و رجب ، واحد فرد و ثلثة سرد و حرمة الرّجل زوجته و المحرم ، القرابة الَّتى ( 1 ) لا يحلّ نكاحها ، و حريم الدّار : ما كان من حقوقها . و اصل همه « منع » است ، و فواحش جمع « فاحشه » باشد و آن قبايح كباير باشد ، و بعضى مفسّران گفتند : « ما ظهر » آن است كه ايشان آشكارا كردندى . و « ما بطن » ، زنا ( 2 ) است كه پنهان كردندى ، و اختلاف اقوال در اين باب برفت . * ( وَالإِثْمَ ) * ، بعضى مفسّران گفتند : « اثم » خمر است من قول الشّاعر .
شربت الاثم حتّى ضلّ عقلي
كذاك الاثم يذهب بالعقول
بعضى دگر گفتند : « إثم » نامى است جملهء معاصى را بر عموم ، و فرّاء گفت :
« اثم » هر گناهى بود كه در او حدّ نبود . و « بغى » تطاول باشد بنا حق بر مردمان و طلب رياست بنا حق ، و اصل او طلب باشد جز كه به عرف مخصوص شد به طلبى كه ناواجب باشد . و البغاء ، الزّنا ، و البغى ، الطَّلب ، و البغية ، المطلوب و بغى كذا و ابتغى اذا طلب ، و قوله : * ( بِغَيْرِ الْحَقِّ ) * ، همچنان است كه : وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ( 3 ) ، آن وجوه كه آن جا گفتيم ( 4 ) اين جا مطَّرد باشد ، و معنى آن كه « بغى » جز بناحق نباشد .
و وجهى دگر اين جا محتمل است كه آن جا نبود ، و آن آن است كه : بغى را حمل كنند بر بغى لغوى كه مجرّد طلب باشد [ 146 - ر ] آنگه بر اطلاق حرام نبود تا بنا حق نباشد ، پس فايده « به غير الحقّ » اين بود ، و روا بود كه براى تأكيد باشد ( 5 ) .
* ( وَأَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّه ) * ، و نيز از جملهء آنچه حرام كرد شرك است و با خداى ( 6 )
هامش
( 1 ) . مج : ندارد .
( 2 ) . اساس ، بم ، آج ، لب ، آف ، آن : زنان ، با توجه به مج ، و فحواى عبارت تصحيح شد .
( 3 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 61 .
( 4 ) . مل : كه ما گفتيم .
( 5 ) . آج ، لب : بود .
( 6 ) . مج ، وز ، مل تعالى .