للَّذين امنوا خالصة يوم القيامة ، نصب او بر ظرف است من قوله : * ( خالِصَةً ) * .
* ( كَذلِكَ نُفَصِّلُ الآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ) * ، ما تفصيل آيات چنين كنيم كه ديدى ( 1 ) براى آنان كه دانند و اگر چه تفصيل براى دانا و نادان است و لكن چون انتفاع دانايان را بود دون نادانان ، ايشان را تخصيص كرد ( 2 ) به ذكر ( 3 ) :
* ( قُلْ إِنَّما حَرَّمَ ) * ، بگوى اى محمّد كه خداى تعالى حرام كرد ( 4 ) فواحش و قبايح را آنچه ظاهر است از آن و آنچه باطن است . قديم تعالى ( 5 ) چون مشركان را تعيير كرد به تحريم ( 6 ) محلَّلات كه چيزها كه در عقل و شرع حلال بود ايشان را از رأى خود به اعتقادات فاسد بر خود حرام كردند ، نيز تعيير كرد ايشان را به تحليل محرّمات ( 7 ) كه بعضى در عقل حرام بود و بعضى در شرع ، كه ( 8 ) در هر دو مخطىاند :
هم در استحلال حرام و هم در تحريم حلال . قولى آن است كه : به ظاهر و باطن فواحش ، طواف ايشان خواست برهنه گرد خانهء خدا ، مردان به روز [ اين ظاهر بود ] ( 9 ) و زنان به شب ، و آن باطن بود . و بيان كرديم كه « انّما » ، لإثبات الشّىء و نفى ما سواه ، و معنى آن باشد كه : ما حرّم ربّى الَّا الفواحش ( 10 ) ، خداى من هيچ چيز ( 11 ) از اين چيزها كه شما تحريم مىكنى حرام نكرده است مگر فواحش و قبايح . و « تحريم » منع باشد از فعل باقامة الدّليل بر وجوب اجتنابش ، و ضدّ او « تحليل » باشد و آن اطلاق فعل باشد به بيان از جواز تناول او . و اصل تحريم از « حرمان » باشد و آن منع بود ( 12 ) كه ضدّ « رزق » باشد ، يقال : حرم فلان كذا اذا منع
هامش
( 1 ) . آف : ديديد .
( 2 ) . مج ، وز ، لت : كردند .
( 3 ) . بم : تخصيص كردند . كه .
( 4 ) . مج ، وز ، لت ، مل : به حرام كرد .
( 5 ) . مج ، وز ، مل ، لت : جلّ جلاله .
( 6 ) . اساس ، بم ، آف ، آن : تحليل ، با توجه به مج ، و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 7 ) . مج ، وز ، لت : محرماتى .
( 8 ) . آج ، لب ، آن ، آف ، لت : و باز نمود كه .
( 9 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج افزوده شد .
( 10 ) . مج ، وز ، مل : ربّى الفواحش .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها بجز آن : هيچ چيز .
( 12 ) . مج ، وز : باشد .