گفت : بلى ، جمله طب در كلمتى چند جمع كردهاند في
قوله - عليه السّلام : المعدة بيت الأدواء و الحمية رأس كلّ دواء و اعط كلّ نفس ما عوّدته ( 1 )
، گفت : معده خانهء درد است و پرهيز كردن سر همهء داروهاست و نيز نفس را آن بايد داد كه عادت كرده باشد . ترسا گفت : بر كتابتان و پيغامبران به سرمايه طب جالينوس فرود آمد ( 2 ) .
قوله : * ( قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّه ) * - الاية ، ابن زيد گفت : سبب نزول آيت آن بود كه جماعتى از عرب چون به حج رفتندى يا به عمره ، گوسپند ( 3 ) و آنچه از او بودى از گوشت و پيه و شير بر خويشتن ( 4 ) حرام كردندى . خداى تعالى گفت بگوى اى محمّد كه : كه حرام كرده است زينت خداى تعالى كه بر بندگان خود برون آورد از انواع لباس حلال و جامههاى پوشيدنى * ( وَالطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ ) * ، و روزيهاى حلال پاكيزه از انواع طعام ؟ عبد اللَّه عبّاس گفت : مراد آن چيزهاست كه اهل جاهليّت بر خود حرام كردند از بحيره و سائبه و وصيله و حام .
* ( قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خالِصَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ ) * ، عبد اللَّه عبّاس گفت : معنى آيت آن است كه [ 145 - پ ] امروز در دنيا مشركان با مؤمنان مشاركاند در طيّبات و لذّات از مأكول و مشروب و ملبوس و منكوح ، فردا در قيامت ( 5 ) ، اين جمله خالص مؤمنان را باشد و كافران را در آن هيچ نصيب ( 6 ) نبود . و تقدير آيت آن است ( 7 ) : ( قل هى للذين امنوا مشتركة في الدنيا خالصة يوم القيمة ) . و نافع خواند ( 8 ) : « خالصة » به رفع ، و در شاذّ عبد اللَّه عبّاس و قتاده همچنين خواندند ، و رفع بر خبر مبتدا باشد ، و * ( لِلَّذِينَ آمَنُوا ) * ، در جاى خبر او باشد ، اى : قل هى كائنة
هامش
( 1 ) . كذا : در اساس و همهء نسخه بدلها ، چاپ شعرانى ( 5 / 147 ) : عودتها .
( 2 ) . مج ، وز : فرو آمد .
( 3 ) . مج ، وز : گوسپندى ، مل ، آج ، لب ، آف ، لت : گوسفند .
( 4 ) . مج ، وز : خود .
( 5 ) . مج و ديگر نسخه بدلها : فرداى قيامت .
( 6 ) . لت : نصيبى .
( 7 ) . آن ، لت كه .
( 8 ) . مج ، وز : گفت .