ايشان را برهنه كه زادند ، چنان كه گفت : وَلَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى كَما خَلَقْناكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَتَرَكْتُمْ ما خَوَّلْناكُمْ وَراءَ ظُهُورِكُمْ ( 1 ) ، و رسول [ 144 - پ ] - عليه السّلام - گفت : يحشر النّاس عراة حفاة غرلا ، كما بدأنا اوّل خلق نعيده و عدا علينا انّا كنّا فاعلين ( 2 ) . ابو العالية گفت : عادوا الى علمه فيهم ، با آن شوند كه [ او ] ( 3 ) از شان ( 4 ) داند بر حسب عمل و نيّتشان . محمّد بن كعب گفت : الى ما كانوا من السّعادة و الشّقاوة ، همچنان كه بوده باشند و بر آن كه بوده باشند در دنيا از سعادت و شقاوت . بعضى دگر گفتند : تعودون احياء ( 5 ) ، همچنان كه زنده بودند در دنيا زنده گردانم ايشان را در قيامت ( 6 ) . قتاده گفت : چنان كه از خاكشان آفريديم ، باز با خاكشان برم ( 7 ) چنان كه گفت : مِنْها خَلَقْناكُمْ وَفِيها نُعِيدُكُمْ ( 8 ) - الآية .
* ( فَرِيقاً هَدى وَفَرِيقاً حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلالَةُ ) * ، گروهى را هدايت دهد و گروهى را ضلالت واجب شود بر ايشان ، يعنى گروهى را راه نمايد به بهشت و ثواب كه مستحقّ آن باشند و گروهى را از راه بهشت گمراه كند كه مستحقّ آن باشند ، نظيره قوله : فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ ( 9 ) ، و ذكر « فريق » اين جا بهتر است از ذكر نفر و جماعت و قوم براى آن كه در « فريق » ذكر مباينت و مفارقت است . و نصب « فريقا » بر مفعول به است از هدى ، و دوم عطفا عليه و عامل در او معنى * ( حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلالَةُ ) * ، و التّقدير : و فريقا اضلّ ، چنان كه گفت : يُدْخِلُ مَنْ يَشاءُ فِي رَحْمَتِه وَالظَّالِمِينَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً أَلِيماً ( 10 ) . فرّاء گفت : « فريقا » نصب بر حال است و عامل در او « تعودون ( 11 ) » .
هامش
( 1 ) . سورهء انعام ( 6 ) آيهء 94 .
( 2 ) . سورهء انبياء ( 21 ) آيهء 104 .
( 3 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .
( 4 ) . مج ، وز ، مل ، لت : از ايشان ، آج ، لب : ايشان .
( 5 ) . اساس ، مل ، آج ، لب ، لت : احياهم ، با توجه به مج ، وز تصحيح شد .
( 6 ) . مل : در آخرت .
( 7 ) . آج ، لب : بريم .
( 8 ) . سورهء طه ( 20 ) آيهء 55 .
( 9 ) . سورهء شورى ( 42 ) آيهء 7 .
( 10 ) . سورهء دهر ( 76 ) آيهء 31 .
( 11 ) . اساس ، آج ، لب ، آف : يعودون ، با توجه به مج ، وز و ضبط قرآن مجيد تصحيح شد .