آن است كه هر كجا باشى ( 1 ) در هر مسجدى به نماز روى به كعبه ( 2 ) آرى ( 3 ) چنان كه گفت ( 4 ) : وَحَيْثُ ما ( 5 ) كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَه ( 6 ) .
ضحّاك گفت معنى آن است كه : چون در مسجدى باشى ( 7 ) وقت نماز در آيد آن جا نماز كنى ( 8 ) و مگويى ( 9 ) كه ، نماز جز در مسجد خود نكنيم ( 10 ) ، و چون در مسجد نباشد او مخيّر است در نماز كردن به هر مسجد كه خواهد .
ربيع گفت : معنى آن است كه سجود خفض ( 11 ) ، خداى را كنى ( 12 ) جز انداد و اصنام را .
* ( وَادْعُوه مُخْلِصِينَ لَه الدِّينَ ) * ، و بخوانى ( 13 ) او را خالص كرده عبادت براى او ( 14 ) ، و « اخلاص » اخراج بود هر چه شوب باشد [ از ] ( 15 ) ميان چيزى كه آن را آميخته دارد و آلوده . و « دين » اين جا به معنى طاعت است . * ( كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ ) * ، چنان كه ابتدا كرد ( 16 ) شما را همچنان شوى ( 17 ) باز . عبد اللَّه عبّاس گفت و حسن و مجاهد و قتاده و ابن زيد ، معنى آن است كه : چنان كه معدوم بودى ( 18 ) پيش از خلق ، پس از فنا همچنان معدوم شوى ( 19 ) . قولى ديگر آن است كه عبد اللَّه عبّاس گفت به روايتى ديگر و جابر عبد اللَّه انصارى كه : خداى تعالى خلقان را همچنان بر انگيزد كه بر آن مرده باشند ، مؤمن را بر ايمان و كافر را بر كفر . قولى ديگر آن است كه : همچنان بر انگيزد
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، آف ، آن : باشيد .
( 2 ) . لت : قبله .
( 3 ) . آج ، لب ، آف ، آن : آريد .
( 4 ) . مج ، وز ، آج ، لب : ندارد .
( 5 ) . اساس ، مج ، وز ، مل ، آن : و اينما ، آج ، لب ، آف : فأينما ، با توجه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد .
( 6 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 144 و 150 .
( 7 ) . مج ، وز ، آف : باشيد .
( 8 ) . مج ، وز : بكنيد ، آف : كنيد ، لت : بكنى .
( 9 ) . مج ، وز ، آف : مگوييد .
( 11 - 10 ) . مج ، وز : چون بكنيم .
( 12 ) . آف : كنيد .
( 13 ) . مج ، وز ، مل ، آف : بخوانيد .
( 14 ) . لت : عبادت او را .
( 15 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .
( 16 ) . مج ، وز ، لت : بكرد .
( 19 - 17 ) . مج ، وز ، آف : شويد .
( 18 ) . آف : بوديد .