تمنّاى آن كرد و خواست تا فرشته باشد تناول درخت كرد ، جواب آن است كه در آيت ذكر ثواب و قلَّت و كثرت او نيست ، معلوم است كه غرض از اين [ آن ] ( 1 ) باشد كه آن به بود كه ثوابش بيشتر باشد ، و اين در آيت نيست و انّما بر ايشان تلبيس كرد كه شما از اين درخت منهى نهاى ( 2 ) ، مگر آنگه كه فرشته بودهاى ( 3 ) چون فرشته نهاى ( 4 ) [ منهى نهايد ] ( 5 ) ، يعنى فرشته باشد كه منهى باشد از چنين ( 6 ) درخت ، چون شما را فرشته نهاى ( 7 ) تا بدانى كه ( 8 ) رواست شما را از اين درخت خوردن . و بر قول آن كس كه گفت كه : أن تكونا ، به معنى « لئلَّا تكونا » ست ( 9 ) ، سؤال ساقط باشد .
* ( وَقاسَمَهُما ) * ، و با ( 10 ) ايشان سوگند خورد كه غرض من به اين گفتار نصيحت شماست ، و اين ( 11 ) از باب مفاعله است كه ميان دو كس نباشد ، مثل قولهم :
طارقت النّعل و عاقبت اللَّصّ ، و عافاه اللَّه ، و قال الهذلىّ ( 12 ) :
و قاسمها باللَّه جهدا لأنتم
ألذّ من السّلوى إذا ما نشورها
چون سوگند بخورد ( 13 ) شبههء ايشان قوى شد از آن جا كه ظنّ ايشان چنان بود كه هيچ كس دليرى نيارد كردن [ بر سوگند ] ( 14 ) به دروغ و از جملهء دواعى شد ايشان را در تناول درخت ، و « لام » تأكيد را موضع صدر كلام باشد ، نحو قولك :
لزيد منطلق ، مگر در خبر « إنّ » كه نخواستند كه جمع كنند بين « انّ » و « لام » ، إذ هما للتّأكيد ، دو حرف تأكيد ، در يك جاى جمع نكردند ، لا يقال : إنّ لزيدا منطلق ، بل چون « إنّ » باشد ، « لام » در خبر آرند ، يقال : انّ زيدا لمنطلق ، و كذلك يقال : انّي لك لناصح ، و لا يقال : أنا لك لناصح ، انّما يقال : ناصح به غير « لام » . و
هامش
( 14 - 5 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد .
( 2 ) . مج ، وز ، مل : نهايد .
( 3 ) . آج ، لب : بودهايد ، مج ، وز : بوديتان .
( 4 ) . مج ، وز ، مل ، آج ، لب : نهايد .
( 6 ) . وز ، آج ، لب : از اين .
( 7 ) . مج ، وز ، آج ، لب : نهايد .
( 8 ) . مج ، وز ، مل ، آج ، لب : بدانيد كه .
( 9 ) . مل ، تكونا گويد .
( 10 ) . مج ، وز : و به .
( 11 ) . كذا : در اساس و همهء نسخه بدلها ، چاپ شعرانى ( 5 / 134 ) : و اين نه .
( 12 ) . وز شعر .
( 13 ) . مج ، وز ، مل : بخوردند ، آج ، لب : خورد .