او از شيوع است و آن ظهور باشد من قولهم : شاع الخبر ( 1 ) فهو شايع و زجّاج گفت : اصل او ( 2 ) از اتّباع است من شايعه على كذا و شيّعه اذا اتّبعه . و در آن كه مراد كيستند به اين چند قول گفتند : يكى آن كه مراد جهودان و ترساياناند ( 3 ) كه ايشان معاونت مشركان مىكردند به ( 4 ) اختلاف دين ايشان و جانب ايشان را مراعات [ 129 - پ ] مىكردند على المسلمين و اين قول مجاهد است ، قتاده گفت : جهودان و ترساياناند كه بعضى تكفير و تضليل بعضى مىكردند ، حسن بصرى گفت :
مراد جملهء مشركاناند . باقر - عليه السّلام - گفت و ابو هريره از رسول - عليه السّلام - روايت كرد كه : مراد به آيت اهل بدعت و ضلالتاند از اين امّت و اهل شبهات .
* ( لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ ) * ، تو از ايشان در چيزى نهاى ( 5 ) يعنى ايشان به كار تو باز نيايند و بر دعوت تو راست نشوند و اين بر سبيل قطع طمع رسول [ گفت ] ( 6 ) - عليه السّلام - از ايشان از ايمان و هدايتشان و اجابت ايشان دعوت رسول را .
در خبر مىآيد از ابان بن تغلب از فضيل بن عبد الملك از زاذان ( 7 ) كه گفت :
بنزديك امير المؤمنين على - عليه السّلام - نشسته بودم در مسجد كه نگاه كردم رأس الجالوت را و جاثليق را مىآورند بعنف و برايشان استخفاف مىكردند ، او گفت :
( ارفقوا بهما )
، مدارا كنى ( 8 ) با ايشان ، ايشان را در پيش او بر پاى بداشتند او با رأس الجالوت نگريد گفت :
يا رأس الجالوت !
دانى كه امّت موسى از پس او بر چند فرقت شدند ؟ گفت : ندانم ، انظر فى كتابى و اقول ، در كتاب نگرم و بگويم .
گفت :
لعن اللَّه [ من ] ( 9 ) رئيس قوم اذا اتوك فى حلالهم و حرامهم قلت انظر في كتابي و اقول أ رايت لو احترق الكتاب او سرق
، گفت : لعنت بر او باد از رئيس قومى چون به تو
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، مل : الخير .
( 2 ) . مج ، وز : آن .
( 3 ) . مل : ترسايانند .
( 4 ) . مج ، تا ، مل ، لت : با .
( 5 ) . مج ، وز ، مل ، لت : نيستى .
( 9 - 6 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج وز افزوده شد .
( 7 ) . اساس : زادان ، با توجّه به مل تصحيح شد .
( 8 ) . مج ، وز ، مل ، آج ، لب ، آف : كنيد .