بين السّماء و الارض و آن كه مرگ به يكى از شما رسد . و امر العامّة يعنى قيامت .
عبد اللَّه مسعود گفت : سه چيز باشد آن كه آفتاب از مغرب بر آيد و دجّال و دابّة الارض قول سهام ( 1 ) بر [ آمدن ] ( 2 ) آفتاب از مغرب و بس .
عبد الرّحمن الاعرج روايت كرد از ابو هريره كه رسول - عليه السّلام - ( 3 ) گفت :
قيامت بر نخيزد تا آفتاب از مغرب بر نيايد ، چون آفتاب از مغرب بر آيد و مردمان بينند ( 4 ) هيچ كس نماند و هيچ كس نبود كه ايمان نيارد و لكن ايمانش سود ندارد ، و اين آيت بخواند : * ( يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ ) * - الاية .
مقاتل حيّان ( 5 ) روايت كرد از عكرمه از عبد اللَّه عبّاس كه رسول - عليه السّلام - ( 6 ) گفت : هر شب كه آفتاب فرود شود خداى تعالى آن ( 7 ) را به آسمان هفتم برد در سرعت آن كه فرشتگان برند در زير عرش بدارد ( 8 ) . چون وقت طلوعش نزديك رسد ، دستورى خواهد گويد : بار خدايا چه فرمايى از مشرق برآيم يا از مغرب ؟
همچنين باشد تا آن وقت كه خداى زده است براى قبول توبهء بندگان كه از آن وقت درگذشت ( 9 ) آن ( 10 ) اعلام قبول توبه نباشد و آن آنگه باشد كه معاصى در زمين بسيار شود ( 11 ) و معروف منكر شود ، كس به او امر نكند و منكر فاش شود كس از او نهى نكند . چون چنين باشد آفتاب بر عادت چون [ 128 - پ ] به زير عرش آيد و مقدار ساعات شب بگذرد ( 12 ) از خداى تعالى دستورى خواهد گويد بار خدايا چه فرمايى ؟ از مشرق برآيم يا از مغرب ؟ هيچ جواب ندهند ( 13 ) او را كه ساعتى باشد
هامش
( 1 ) . آج ، لب : سوم ، آف : سيوم ، لت : سوم ، مل ، آن : سيم .
( 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد .
( 6 - 3 ) . مج ، وز ، لت : صلَّى اللَّه عليه و على آله .
( 4 ) . لت : ببينند .
( 5 ) . مج ، وز : مقاتل بن حيّان .
( 7 ) . مج : او را
( 8 ) . مج ، آج ، لب : بدارند .
( 9 ) . اساس : در گزشت ، با توجّه به مج تصحيح شد .
( 10 ) . مج ، وز ، مل : با وجود آن .
( 11 ) . آج ، لب : شده باشد .
( 12 ) . اساس : بگزرد ، با توجّه به مج تصحيح شد .
( 13 ) . آج ، لب ، چاپ شعرانى : ندهد .