مذاهب و مقالاتى كه اينان گفتند منسدّ ( 1 ) است هم از جهت عقل [ 124 - ر ] و هم از جهت سمع گفت بگوى اى محمّد : هلمّ به يارى ( 2 ) ، و « هلمّ » از اسماء افعال است يعنى ( 3 ) اسمى است كه معنى او فعل باشد و هم لازم باشد و هم متعدّى ، قال اللَّه تعالى فى اللازم : وَالْقائِلِينَ لإِخْوانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنا ( 4 ) ، يعنى به ما آيى ( 5 ) و در متعدّى گفت : * ( هَلُمَّ شُهَداءَكُمُ ) * ( 6 ) به يارى گواهانتان ( 7 ) و در لغت اهل حجاز آن را تثنيه و جمع و تذكير و تأنيث يكى باشد يقول : هلمّ يا رجل و هلمّ يا رجلين ( 8 ) و هلمّ يا رجال و هلمّ يا هذه و هلمّ يا مرءتان و هلمّ يا نسوة ، و بر لغت تميمى تثنيه و جمع و تذكير و تأنيث كنند آن را فقالوا : هلمّ و هلمّا و هلموا و هلمّي و هلممن و لغت [ قرآن ] ( 9 ) بر اوّل است بگو اى محمّد به يارى گواهاتان را ( 10 ) كه گواهى خواهند داد ( 11 ) كه خداى اين چيزهاى به حرام كرد ، و سيبويه گفت : اين دو كلمه است من « ها » و « لمّ » و ها تنبيه راست ، و لمّ امر من لمّه اذا جمعه ، يعنى انتبهوا و اجمعوا شهداءكم ، و قول اعشي بر لغت اهل حجاز است :
و كان دعا قومه دعوة
هلمّ الى امركم قد صرم
و با « لام » نيز به كار دارند و يقال : هلمّ لك و هلمّ لكما و هلمّ لكم : اگر گويند چگونه گفت : گواهان به يارى ( 12 ) اگر گواه بيارند و گواهى بدهند گواهى شان مقبول نباشد در اين چه فايده باشد ؟ گوييم از اين دو جواب است : يكى آن كه اين بر سبيل تهكّم ، گفت يعنى هر كس بر اين گواهى ندهد و اگر دهد نه چنان دهد كه در او حجّتى باشد ، دوم آن كه اگر گواهى دارى كه مقبول الشّهادة باشد به يارى ( 13 )
هامش
( 1 ) . مج ، وز ، لت : مفسد .
( 13 - 2 ) . آج ، لب ، آف : بياريد .
( 3 ) . مج ، وز ، مل ، لت : اعنى .
( 4 ) . سورهء احزاب ( 33 ) آيهء 18 .
( 5 ) . مج ، وز : اتى .
( 6 ) . سورهء انعام ( 6 ) آيهء 150 .
( 7 ) . مج ، وز ، لت را .
( 8 ) . مج ، وز ، لت : لرجلين .
( 9 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد .
( 10 ) . اساس : گواهاتان ، با توجّه به مج ، تصحيح شد .
( 11 ) . مج ، وز ، مل ، لت : خواهند دادند .
( 12 ) . مل ، آف : بياريد .