تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
* ( إِحْساناً ) * ، عامل در او فعلى مقدّر باشد ، و التّقدير امر احسانا بالوالدين ، و فرمود كه : با مادر و پدر نيكويى كنيد ، و دليل بر تقدير اين فعلهاى محذوف كه مىگوييم دو چيز باشد : يكى حرّم براى آن كه « حرّم » را در او امر وصايت هست ، اى وصىّ بتحريمه ( 1 ) و امر بتركه ، دگر قوله : * ( ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِه ) * ( 2 ) ، چون ذكر وصيّت خواست گفتن ، اوّل حذف كرد تعويلا على الثّانى و اعتمادا عليه ، و روا بود كه عامل در او اوصى باشد ، و التقدير اوصى بالوالدين احسانا ، حق تعالى گفت : بگوى اى محمد بيايى ( 3 ) تا من بخوانم بر شما آنچه حرام است كه خداى حرام كرده است يكى شرك است بر قول آن كس كه گفت [ لا ] ( 4 ) زايد است و بر ديگر قولها گفت : من محرّمات بر خوانم آنگه واجب و حرام از روى فعل و ترك متداخل باشند كه واجب را تركش حرام بود و حرام را ترك واجب ، يعنى فعل شرك حرام است و تركش واجب ، و نيز از جملهء آن كه ترك او در تحريم دارد ، احسان با مادر و پدر است ، و از جملهء آنچه حرام است ناكردن ( 5 ) آن است كه : فرزندان را نكشى [ به ] ( 6 ) ترس و درويشى . و املاق و افلاس نفاد مال و زاد بود ، و رجل مملق اى فقير ، و الملق من هذا براى آن كه درويش متملَّق باشد از روى طمع ، آنگه ايشان را ايمن كرد از درويشى ( 7 ) ، گفت : روزى شما و ايشان به امر من است و در قبضهء قدرت من است . * ( نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ ) * ما روزى مىدهيم شما را و ايشان را - يعنى فرزندانشان را . آنگه گفت : * ( وَلا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ) * گرد فواحش مگردى ( 8 ) . و فواحش جمع « فاحشه » باشد و آن قبيحى بود ظاهر القبح . بعضى گفتند : فاحشه كبيره باشد ، و صغيره را فاحشه نخوانند و قبيح شامل باشد و صغيره و كبيره ( 9 ) را ، و قوله :
هامش
( 1 ) . اساس : بتحرمه ، با توجه به مج ، وز تصحيح شد . ( 2 ) . سورهء انعام ( 6 ) آيهء 151 . ( 3 ) . مج ، وز ، آج ، لب : بياييد . ( 4 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز تصحيح شد . ( 5 ) . مج ، لب ، لت : ناكردنى . ( 6 ) . اساس : ندارد ، با توجه به مج ، وز افزوده شد . ( 7 ) . مج ، وز و . ( 8 ) . مج ، وز ، مل ، آج ، لب ، آف : مگرديد . ( 9 ) . مج ، وز : صغير و كبير .