پيش رفت از انفاق و خشم فرو بردن ( 1 ) و عفو بكردن احسان است ، هر كه اين كند محسن باشد ، و خداى تعالى محسنان را دوست دارد .
حسن بصرى گفت : احسان آن باشد كه عام دارى بر همه كس از دوست و دشمن و مستحق و نامستحق چون آفتاب و چون باد و باران ، سفيان ثوري گفت :
احسان آن باشد كه به آن كس احسان كنى كه با تو اساءت كند ، كه احسان كردن با آن كه با تو احسان كرده باشد مكافات بود ، سرىّ السّقطي گفت : احسان آن باشد [ 263 - ر ] كه در اوقات امكان به جاى آرى ( 2 ) و فرصت نگاه دارى ، و اين معنى بعضى شعرا نظم كرد :
ليس في كلّ ساعة و أوان
يتهيّأ صنايع الاحسان
فاذا امكنت تبادرت فيها
حذرا من تعذّر الامكان
أنس مالك روايت كند كه رسول - عليه السّلام - گفت : شب معراج كوشكهايى ديدم در اعلا درجات بهشت ، جبرئيل را گفتم : اين كه راست ؟ گفت : للكاظمين ( 3 ) الغيظ و العافين عن الناس و المحسنين ( 4 ) ، آنان راست كه خشم فرو برند و عفو بكنند و احسان كنند .
و در خبر مىآيد كه : زين العابدين - عليه السّلام - و در دگر روايت كاظم موسى بن جعفر - عليهما السّلام - دست مىشست ، و غلام آب بر دست او مىريخت ، مشغول شد ، گوشهء ابريق بر سر او آمد . او به غلام برنگريد ، غلام گفت : * ( وَالْكاظِمِينَ الْغَيْظَ ، ) * گفت :
كظمت غيظي ،
خشم فرو بردم ( 5 ) ، گفت : * ( وَالْعافِينَ عَنِ النَّاسِ ) * ، گفت :
[ عفوت عنك ] ( 6 )
، عفو بكردم از تو ، گفت : * ( وَاللَّه يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ) * ( 7 ) ، گفت :
اعتقتك
، آزادت كردم ( 8 ) .
قوله : * ( وَالَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً ) * ( 9 ) ، عبد اللَّه مسعود گفت : سبب نزول آيت آن
هامش
( 1 ) . مب ، مر : فرو خوردن .
( 2 ) . لب : آورى .
( 3 ) . آج ، لب ، فق : و الكاظمين .
( 4 ) . وز ، دب ، آج ، لب ، فق : و للمحسنين .
( 5 ) . مب : فرو خوردم .
( 6 ) . اساس ، وز : ندارد ، با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 7 ) . نسخهء مب : در اين جا پايان مىپذيرد .
( 8 ) . وز ، دب : بكردم .
( 9 ) . وز ، دب ، فق ، مر الاية .