كار مرا هيچ درمانى هست ؟ ابو بكر گفت : ندانى كه خداى تعالى آن حميت كه براى غازى برد ، براى مقيم نبرد ! از آن جا به نزديك عمر شد ، هم عمر اين گفت .
مرد انصارى برخاست و از مدينه بيرون شد و در كوه و بيابان مىگرديد و مىگريست و عذر مىخواست و توبه مىكرد . مرد ثقفى باز آمد ، زن او را خبر داد از آنچه رفته بود ، مرد او را گفت : چون بينم ملامت كنم او را ، خداى تعالى اين آيت فرستاد .
* ( وَالَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً ) * ، اين صفت موصوفى محذوف است ، يعنى اذا فعلوا فعلة او خصلة فاحشة ، آنان كه فعلى ( 1 ) زشت كنند . و اصل « فحش » پاى از حدّ بيرون نهادن باشد ، براى اين گويند آن را كه سخت دراز باشد ، انّه لفاحش الطَّول ، و كلام بد زشت را كلام فاحش گويند ، و أفحش في كذا اذا فعله خارجا عن العادة .
سدّي گفت : مراد به اين « فاحشة » زناست ، و از جابر عبد اللَّه انصارى مانند اين روايت كردند .
* ( أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ) * ، گفت : مراد معاصى ديگر است . مقاتل گفت و كلبي : دون الزّنا باشد از بوسه و لمس و مانند اين . أصمّ گفت : * ( فَعَلُوا فاحِشَةً ) * ، كباير است ، * ( أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ) * صغاير ، و بعضى دگر گفتند : * ( فَعَلُوا فاحِشَةً ) * ، معصيتى كنند بفعل * ( أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ) * بالقول ، يا به زبان محالى و هزلى گويند . * ( ذَكَرُوا اللَّه ) * ، جواب « اذا » است و عامل است در او ، و هر كجا « اذا » باشد او را جواب بايد و عامل ، براى آن كه ظرف است ، و ظرف را عامل بايد ، و عامل در او آن بود كه جواب او بود .
* ( ذَكَرُوا اللَّه ) * ، ضحّاك گفت : معنى آن است كه روز عرض اكبر ياد كنند آن روز كه ايشان را و اعمال ايشان بر خداى عرض كنند .
مقاتل و واقدىّ گفتند : مراد آن است كه در خويشتن ياد آرند كه خداى تعالى ايشان را از آن بخواهد پرسيدن ، پشيمان شوند و به استغفار مشغول شوند .
مقاتل بن حيّان گفت : * ( ذَكَرُوا اللَّه ) * ، ذكر خداى كنند به زبان به تسبيح و تهليل ( 2 ) و « استغفار » ، و اين « سين » طلب راست ، يعنى طلب آمرزش كنند و از خداى تعالى
هامش
( 1 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر : فعل .
( 2 ) . چاپ شعرانى ( 3 / 192 ) فاستغفروا لذنوبهم .