سراى سخاوتيان است . و ابو هريره روايت كرد كه رسول - عليه السّلام - گفت :
السّخيّ قريب من اللَّه ، قريب من الجنّة ، قريب من النّاس ، بعيد من النّار ، و البخيل بعيد من اللَّه ، بعيد من الجنّة ، بعيد من النّاس ، قريب من النّار ، و لجاهل سخىّ احبّ الى اللَّه من عالم بخيل ،
گفت : سخى نزديك است به خدا و به بهشت و به مردمان ( 1 ) ، دور است از دوزخ و بخيل دور است از خداى [ 262 - پ ] و بهشت و مردمان ، و نزديك است به دوزخ ، و خداى تعالى سخى جاهل را دوستتر ( 2 ) دارد از آن كه عالمى بخيل را .
و انس روايت كرد از رسول - عليه السّلام - كه گفت : سخاوت درختى است در بهشت شاخهاى ( 3 ) آن در دنياست ، هر كه دست به شاخى از شاخهاى ( 4 ) او زند او را به بهشت برد ، و بخل درختى است در دوزخ ، شاخهاى ( 5 ) آن در زمين است ، هر كه دست به شاخى از شاخهاى ( 6 ) او زند او را به دوزخ برد . و رسول - عليه السّلام - گفت :
تجافوا ( 7 ) عن ذنب السّخيّ فانّ اللَّه اخذ بيده كلَّما عثر
، گفت : از گناه سخى در گذرى ( 8 ) كه خداى دست گير او بود هر كجا بيفتد .
* ( وَالْكاظِمِينَ الْغَيْظَ ) * ، و آنان كه خشم فرو بردند ( 9 ) ، و براى آن « كظم » گفت كه مرد خشم گرفته چون ممتلى باشد از آن خشم ، و راحت ممتلى در آن بود كه قذف كند از روى تشبيه او را از خشم به گلوا ( 10 ) مىبرآيد ( 11 ) تا به دهن او فرو برد و بر زبان نراند و امضا نكند و اظهار ، رسول - عليه السّلام - گفت :
من كظم غيظا و هو يقدر على انفاذه ملاه اللَّه امنا و ايمانا ،
هر كه خشمى فرو برد ( 12 ) و او تواند تا آن خشم از پيش ببرد ، خداى تعالى ( 13 ) او را پر از امن و ايمان باز كند . و اصل « كظم » حبس الشّىء عند امتلائه باشد ، يقال : كظمت القربة اذا ملأتها ماء . و مجارى آب را « كظائم » خوانند
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها و .
( 2 ) . مر : دوستر .
( 6 - 5 - 4 - 3 ) . شاخهاى / شاخههاى .
( 7 ) . كذا : در اساس ، وز ، مب ، مر ، دب : تجافرا ، ديگر نسخه بدلها : تجاوزا .
( 8 ) . مب ، مر : درگذريد .
( 9 ) . وز ، دب ، آج ، لب ، فق : فرو برند ، مب ، مر : فرو خورند .
( 10 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر : به گلو .
( 11 ) . فق ، مب ، مر : بر مىآيد .
( 12 ) . مب ، مر : فرو خورد .
( 13 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مب ، مر دل .