تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
بود كه جماعتى از صحابه گفتند : يا رسول اللَّه ! همانا بنى اسرائيل از ما گراميتر بودند بر خداى ( 1 ) ؟ گفت : چرا ؟ گفتند : براى آن كه چون گناهى كردندى ، بر در سراى ايشان نوشته اى پيدا شدى كه بر خويشتن عقوبتى بكنى ( 2 ) از گوش بريدن يا بينى بريدن يا مانند اين ، تا كفّارت گناهان باشد . ايشان آن بكردندى ، و واثق شدندى به كفّارت گناه ( 3 ) . خداى تعالى اين آيت فرستاد ، گفت : شما گراميتريد ( 4 ) بر من كه شما را اين نفرمودم به كفّارت گناه ، از شما به توبه و استغفار راضى شدم . عطا گفت ( 5 ) : در نبهان ( 6 ) التّمّار آمد كه او مردى خرما فروش بود ، زنى به دكّان او شد تا خرما خرد . زن را جمالى بود ، مرد گفت : يا هذه ! مرا خرما به از اين هست به خانه ، اگر خواهى تا به خانه رويم و از آن خرما بدهم . زن با او به خانه رفت . چون او را خرما داده بود ، او را به بر گرفت ( 7 ) و بوسه داد ( 8 ) ، زن گفت : اتّق اللَّه ، از خداى بترس . مرد در حال پشيمان شد و دست از او بداشت و به نزديك رسول اللَّه آمد و گفت : يا رسول اللَّه ! خويشتن ( 9 ) هلاك كردم ، و قصّه با رسول بگفت و گفت : يا رسول اللَّه ! آنچه من سزاوار آنم با من بكن . جبرئيل آمد و اين آيت آورد . مقاتل و كلبي گفتند : رسول - عليه السّلام - برادرى داد ميان مردى انصارى و مردى ثقفى . ثقفى را رسول - عليه السّلام - در سريّتى به غزاى فرستاد ، اين مرد انصارى تعهّد خانه و عيال او مىكرد . روزى پاره اى گوشت به خانهء ثقفى برد ، و زن بيرون آمد تا گوشت از او بستاند . بستد و در سراى برد او از پس او در سرا رفت ، او در خانه رفت . مرد از پس او در خانه رفت ، مرد قصد آن كرد كه بوسه ( 10 ) به زن باز دهد . زن دست بر روى نهاد ، او بوسه بر پشت دست او داد ، گفت : نكو محافظت كردى غيبت برادرت را ! مرد پشيمان شد و از آن جا بيرون آمد و به نزديك ابو بكر شد و گفت :
هامش
( 1 ) . مر : نزد خداى . ( 2 ) . مر : بكنيد . ( 3 ) . آج ، لب ، فق : گناهان . ( 4 ) . دب ، آج ، لب ، فق : گراميترى ، مر : شما گراميترين امّتيد . ( 5 ) . مر آيت . ( 6 ) . لب ، فق ، مر : نهان التّمّار ، چاپ شعرانى ( 3 / 191 ) : تيهان التّمّار . ( 7 ) . آج ، لب ، فق ، مر : در بر گرفت . ( 8 ) . مر بوسه بر روى او مىداد . ( 9 ) . آج ، لب ، فق را . ( 10 ) . وز ، دب ، آج : بوسهء / بوسه اى .