مفارقت كرده است ، و رحم بريده است و حرم رها كرده است ، و دين ما قديم است و دين او محدث است ، ما به حق اوليتريم يا او ؟ كعب گفت : شما به حق اوليتريد ، [ و دين شما ] ( 1 ) از دين محمّد بهتر است ، خداى تعالى اين آيت فرستاد : * ( أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ ) * ، إلى قوله : * ( وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا ) * ، گفت : با آن كه به جبت و طاغوت ايمان مىدارند كافران را مىگويند : راه شما در دين راستتر است از راه مسلمانان محمّد و اصحابش . و نصب « سبيلا » بر تمييز ( 2 ) است ، چنان كه فلان أحسن منك وجها .
* ( أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّه ) * ، « اولا » جمع « ذا » باشد على غير لفظه ، كالمرأة و النّساء ، چون اشارت به جماعتى حاضران باشد ، « ها » ى تنبيه در اوّل آرند ، گويند : هؤلاء ، و چون به جماعتى ( 3 ) غايبان باشد ، « كاف » خطاب در آخر آورند ، گويند : اولئك ، و جمع نكنند ميان هر دو ، و لا يقال : هؤلئك .
و بيان كرديم كه « لعن » ، ابعاد باشد من رحمة اللَّه على وجه العقوبة و الَّا مستحق نباشد . حق تعالى گفت : ايشان آنانند يعنى حيىّ أخطب و كعب اشرف و آنان كه ذكر ايشان در آيت متقدّم برفت كه : خداى ايشان را لعنت كرده است ، و هر كه را خداى ( 4 ) لعنت كند تو او را يارى نيابى . اگر گويند : چگونه گفت كه او را يار نيابى با تناصر و تعاون ايشان يكديگر را ؟ گوييم از اين دو جواب است : يكى آن كه ايشان را يارى نبود بر خداى - عزّ و جلّ - كه ايشان را از عقاب خداى برهاند ، دگر آن كه اگر چه ايشان را ياران بسيار باشند غنا نكنند با لعنت خداى و سخط خداى بر ايشان .
* ( أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ ) * ، « أم » ، اين جايگاه منقطع است و معادل الف استفهام نيست و به معنى « بل » باشد ، و لكن در او معنى استفهام است ( 5 ) بر وجه تقريع ، و گفتهاند : « ميم » زيادت است و معنى آن است كه : ألهم نصيب من الملك . و وجه اتّصال اين آيت به آيت ديگر آن است كه : آيت دوم كه از پس اين
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . آج ، لب : تميز .
( 3 ) . آج ، لب ، فق ، مر : جماعت .
( 4 ) . مر او را .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : باشد .