و شريكى بدارد ، او دروغى عظيم بر خداى نهاده باشد .
* ( أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنْفُسَهُمْ ) * - الاية ، آيت در حقّ جماعتى جهودان آمد ، چون بحر بن عمرو و نعمان بن أوفى و مرحب بن زيد ، بيامدند و اطفال خود را پيش رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - آوردند و گفتند : اى محمّد ! چه گويى ، اينان را گناهى هست ؟ گفت : نه . گفتند : و اللَّه كه ما هم چنينيم در پاكى كه اينان هستند ، هر گناهى كه ما به روز كنيم به شب از ما مكفّر كنند ، و هر گناه كه ما به شب كنيم به روز از ما مكفّر كنند ، خداى تعالى اين آيت فرستاد و ايشان را تكذيب كرد .
حسن و ضحاك و قتاده و مقاتل و سدّى گفتند : آيت در جهودان و ترسايان آمد ، چون گفتند : نَحْنُ أَبْناءُ اللَّه وَأَحِبَّاؤُه ( 1 ) . . . ، و گفتند : لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كانَ هُوداً أَوْ نَصارى ( 2 ) .
عبد اللَّه عبّاس و عطيّه گفتند ، جهودان گفتند : پدران و فرزندان ما كه از پيش رفتند شفيعان ما باشند و ما را تزكيه كنند .
عبد اللَّه مسعود گفت : ايشان يكديگر را تزكيه كردندى ، و تزكيه آن باشد كه غيرى را گويد : زكى است ، گفتند ( 3 ) ما أزكياييم ، و زكا زياده باشد در صلاح ، يقال :
زكا الزّرع اذا نما .
حق تعالى گفت : به تزكيه ايشان چه اعتبار است ، مزكّى آن باشد كه منش تزكيه كنم ، * ( بَلِ اللَّه يُزَكِّي مَنْ يَشاءُ ) * ، خداى تزكيه كند آن را كه خواهد ، و آن را كه خواهد كه مزكّى باشد . * ( وَلا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا ) * ، و بر ايشان ظلم نكنند ( 4 ) ، يعنى نقصان حقّ ايشان نكنند ( 5 ) از تزكيه . و ظلم در لغت نقصان باشد . * ( فَتِيلًا ) * ، به مقدار فتيلى .
عبد اللَّه عبّاس گفت و مجاهد و قتاده و ضحّاك و عطيّه كه : « فتيل » آن باشد كه در شكاف استخان ( 6 ) خرما بود ، و « نقير » آن گو باشد كه بر پشت استخوان خرما بود ، و « قطمير » پوست استخوان خرما باشد .
و روايتى ديگر از عبد اللَّه عبّاس و سدّى و ابو مالك آن است كه : فتيل آن باشد
هامش
( 1 ) . سورهء مائده ( 5 ) آيهء 18 .
( 2 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 11 .
( 3 ) . آج : بگفتند .
( 5 - 4 ) . فق ، مر : نكند .
( 6 ) . وز ، آج ، لب ، فق ، مر ، تب : استخوان .