كه شرك نيامرزم .
عبد اللَّه عمر گفت : چون يكى از ما بر كبيره ( 1 ) به مردى ، حكم كردمانى كه او از اهل دوزخ است تا اين آيت آمد ، ما توقّف كرديم در حقّ صاحب كبيره .
جابر عبد اللَّه انصارى روايت كرد كه : رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله - [ گفت ] ( 2 ) كه : مغفرت و آمرزش به بنده فرو مىآيد مادام تا حجاب نباشد ، ما گفتيم :
اى رسول اللَّه ! حجاب چيست ؟ گفت : شرك به خدا ، آنگه اين آيت بخواند : * ( إِنَّ اللَّه لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِه ) * مسروق روايت كرد از عبد اللَّه عمر كه رسول - عليه السّلام - گفت : هر كه با پيش خداى شود و او مشرك نباشد به خداى تعالى ، به بهشت شود ، و هيچ معصيت زيان ندارد او را چنان كه اگر با پيش خداى شود و مشرك باشد به دوزخ شود و هيچ طاعت سود ندارد او را .
از أمير المؤمنين على روايت كردند كه او گفت : در قرآن هيچ آيت نيست كه من دوستتر دارم از اين آيت ، و اين آيت دليل است بر آن كه خداى تعالى فسّاق اهل صلاة را بيامرزد ، و اگر چه توبه نكرده باشند .
و وجه استدلال از آيت آن است كه خداى تعالى در آيت نفى و اثباتى نهاد ، گفت : شرك نيامرزم و مادون شرك بيامرزم ، و امّت اجماع كردند بر آن كه خداى تعالى شرك بيامرزد با توبه ( 3 ) ، اگر مادون شرك نيامرزد بىتوبه فرقى نباشد ميان نفى و اثبات ، و قولى گفتن كه مؤدّى بود بارتفاع ( 4 ) فرق بين النّفى و الاثبات قولى فاسد باشد ، و اگر چنان بودى كه اصحاب وعيد گفتند كه : هيچ دو بى توبه نيامرزيدى ، بايستى تا گفتى : انّ اللَّه لا يغفر المعاصى كلَّها الَّا بالتّوبة . بر دو قسم نهادن به طريقهء نفى و اثبات معنى ندارد ، و اين چنان باشد كه كسى گويد : من مال بسيار به تفضّل به كس ندهم و مال اندك به استحقاق و واجب دهم ، او را گويند : اين قسمت محال است ، تو را مىبايد گفتن كه من چيزى به كس ندهم الَّا به واجب و
هامش
( 1 ) . تب : كبيرهء / كبيره اى .
( 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . مر و .
( 4 ) . مر : بر ارتفاع .