* ( وَإِنْ تَكُ ) * ، « نون » به كثرت استعمال ساقط شد ، براى آن كه جزم در حرف صحيح اسقاط حركت كند ، و در معتلّ اسقاط حرف و نون حرفى صحيح باشد ، و در قرآن هر دو هست ، قال اللَّه تعالى إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيراً ( 1 ) .
عامّهء قرّاء خوانند ( 2 ) : « يضاعفها » مگر ابن كثير و ابن عامر كه ايشان خواندند :
« يضعّفها » به تشديد بى « الف » . حق تعالى گفت : من چندان كه مقدار ذرّه باشد ظلم نكنم ، و اگر حسنتى باشد مضاعف كنم و دو چندان كنم پس از آن كه يكى را ده بدهم و يكى را هفصد ( 3 ) بدهم .
أنس مالك روايت كرد كه رسول - عليه السّلام - گفت : خداى تعالى حسنات مؤمن را ثواب باز نگيرد به سبب رزقى كه او را داده باشد در دنيا ، و امّا كافر حسنات او به رزق برابر كند تا چون با قيامت آيد او را حسنتى نباشد ، و اگر اين خبر و مانند اين درست باشد محمول بر آلام و اعواض بود ، و إلَّا خداى تعالى به دادن ( 4 ) روزى بر مؤمن و كافر متفضّل است ، و از اين جا وصف كرد خود را به رحمان ، و كافر را خود حسنتى واقع به موقع قبول نباشد تا ايشان را بر آن جزاى باشد از رزق و جز رزق .
و ابو سعيد خدرىّ روايت كرد از رسول - عليه السّلام - كه گفت : روز قيامت چون مؤمنان از دوزخ بگذرند و ايمن شوند ، مجادلهء يكى از شما با صاحبش در دنيا در حقّى كه او را باشد بر او بيش از آن نباشد كه مجادلهء مؤمنان با خداى در حقّ مؤمنانى كه در دوزخ باشند گويند : بار خدايا ! برادران مااند ، با ما به قبله نماز كردند و روزه داشتند و حج كردند . اكنون در دوزخاند ، بار خدايا ! اگر رحمت كنى [ 312 - پ ] و كردم فرمايى ما شفاعت مىكنيم . حق تعالى گويد : به روى ( 5 ) هر كه را شناسى از دوزخ به يارى ( 6 ) . ايشان بيايند جماعتى را بينند ايشان را به صورت باز شناسند ، بهرى از ايشان را آتش گرفته تا به نيمه ساق و بهرى ( 7 ) را تا به كعب ، ايشان را از دوزخ بيرون
هامش
( 1 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 135 .
( 2 ) . آج ، لب ، فق ، مر : خواندند .
( 3 ) . مر : هفتصد .
( 4 ) . اساس : بدان ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 5 ) . فق ، مر : برويد .
( 6 ) . فق ، مر : بياريد .
( 7 ) . فق : بعضى .