ساءَتْ مُرْتَفَقاً ( 1 ) . مفسّران گفتند : چون با اوش در بندند ، ندا كند كه : يا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ ( 2 ) .
* ( وَما ذا عَلَيْهِمْ لَوْ آمَنُوا بِاللَّه وَالْيَوْمِ الآخِرِ ) * ، « ما » استفهام راست و معنى تقريع و ملامت ، و مورد او تعجّب و تعجيب است ، مىگويد : چه آيد بر ايشان ، و چه زيان دارد اين كافران و مشركان و جهودان و بخيلان ( 3 ) اگر به خداى و قيامت ايمان آرند ، و از آنچه ما ايشان را دادهايم و روزى كرده نفقه كنند ! و اگر در همه قرآن هم اين يك آيت بودى كه دليل فساد مذهب جبر كردى بس بودى ، اگر مذهب جبر است ايشان را باشد كه گويند ( 4 ) : ماذا عليك لو خلَّيتنا و لم تمنعنا من الايمان و لم تجبرنا على الكفر و لم تخلّ ( 5 ) بيننا و بين الايمان بسلب القدرة الموجبة للإيمان و خلق القدرة الموجبة للكفر و الطَّغيان . ما را مىگويى ( 6 ) شما را چه زيان است اگر ايمان آرى تو را چه زيان است ، اگر ما را رها كنى تا ايمان آريم منع نكنى ، و قدرت موجب كفر نيافرينى ، و قدرت ايمان نستانى ، و ارادت موجب كفر نيافرينى ، و ارادت موجب ايمان نستانى ، و مهر از دل و چشم و گوش ما بردارى و تكليف ما لا يطاق نكنى ( 7 ) ، در ما جاى تعجّب نيست جاى تعجّب در تو است كه آن مىكنى و اين مىگويى ، بر اين مقاله حجّت بنده كافر را باشد بر خداى ، خداى را بر او هيچ حجّت نباشد - تعالى عن ذلك علوّا كبيرا .
آنگه گفت : * ( وَكانَ اللَّه بِهِمْ عَلِيماً ) * [ 312 - ر ] ، و خداى به ايشان و احوال ايشان عالم است . و مورد او مورد وعيد و تهديد است و با اين همه كه كرد اين جا تهديد مىكند و آن جا عقاب مىبجارد تا اين جا ظالم باشد آن جا متعدّى - نعوذ باللَّه من هذه الجهالة في مثل هذه المقالة .
آنگه حق تعالى چون به آن آيت بر كافران طعن زد بناى مذهب جبر بيران ( 8 )
هامش
( 1 ) . سورهء كهف ( 18 ) آيهء 29 .
( 2 ) . سورهء زخرف ( 43 ) آيهء 38 .
( 3 ) . آج ، فق را .
( 4 ) . آج ، لب ، فق ، مر ماذا عليهم لو امنوا و .
( 5 ) . آج ، لب ، فق ، مر : تخّل .
( 6 ) . مر : مىگويند .
( 7 ) . وز و .
( 8 ) . فق ، مر : ويران .