بر ايشان نيمهء آن بود كه بر زنان آزاد بود از عذاب ، و لا محال آن ( 1 ) عذاب را تفسير به حد و جلد شايد كردن دون رجم ، براى آن كه ( 2 ) رجم را نيمه نباشد و بيش از پنجاه تازيانه نبايد زدن او را اگر زن باشد .
و امّا مرد را ( 3 ) چون بنده باشد و زنا كند هم اين حكم دارد . و اگر يك بار يا دو بار حد بزنند ايشان را و معاودت مىكنند تا هشت بار ، به بار نهم ( 4 ) بر ايشان قتل باشد . و بنزديك ما بر ايشان موى تراشيدن و از شهر بيرون كردن ( 5 ) به جايى كه چندانى مسافت باشد كه در او نماز را قصر بايد كردن . و بنزديك ما نفى و موى تراشيدن بر ايشان نباشد ، بر مرد آزاد بكر باشد - و شرح اين به جاى خود بيايد - ان شاء اللَّه .
* ( ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْكُمْ ) * ، « ذلك » اشارت است به نكاح الإماء ، گفت : و اين نكاح بر پرستاران آن را شايد كه از عنت ترسد ، يعنى از زنا براى غلبهء شهوت ، و اين قول عبد اللَّه عبّاس است و سعيد جبير و عطيّة العوفى و ضحّاك و ابن زيد . و بعضى دگر گفتند : مراد ضررى سخت است از غلبهء شهوت .
و قوله : * ( وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ ) * ، « أن » مع الفعل در جاى مصدر باشد ، يعنى صبركم خير لكم ، اگر صبر كنى ( 6 ) از نكاح پرستاران شما را بهتر بود . أنس مالك گفت ، از رسول - عليه السّلام - شنيدم كه گفت : هر كه او خواهد كه ( 7 ) با پيش خداى شود پاك و پاكيزه ، بايد تا زن آزاد به زنى كند ، كه زن آزاد صلاح خانه بود ، و برده خراب خانه يا فساد خانه باشد .
قوله : * ( يُرِيدُ اللَّه لِيُبَيِّنَ لَكُمْ ) * - الاية ، حق تعالى بيان كرد كه : غرض او در اين گفتن اين احكام ( 8 ) چيست . گفت : خداى مىخواهد تا بيان كند براى شما . و نحويان در اين « لام » چند قول گفتند : يكى آن كه به معنى « أن » است ، و اين قضيّه
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : اين .
( 2 ) . مر فاحشه كنند .
( 3 ) . آج ، لب ، فق ، مر : ندارد .
( 4 ) . آج ، لب ، فق ، مر و دهم .
( 5 ) . آج ، لب ، فق ، مر باشد و بنزديك شافعى ايشان را حد ببايد زدن و از شهر بيرون كردن .
( 6 ) . مر ، تب : كنيد .
( 7 ) . آج ، لب ، فق ، مر او .
( 8 ) . آج ، لب ، فق : در اين گفتن احكام .