ابو حنيفه است و مذهب ما ، و مذهب شافعى ( 1 ) آن است كه : چندان كه تراضى باشد بر آن از اندك و بسيار ، چنان كه بر اين اخبار بسيار بگفتيم .
و أنس مالك روايت كند كه : رسول - عليه السّلام - يكى را گفت از جملهء صحابه كه : يا فلان ! زن دارى ؟ گفت : نه . گفت : چرا ؟ گفت : براى آن كه چيزى ندارم . گفت : نه قُلْ هُوَ اللَّه أَحَدٌ ( 2 ) دانى ؟ گفت : بلى . گفت : آن ربع قرآن است ، نه قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ ( 3 ) دانى ؟ گفت : بلى . [ گفت ] ( 4 ) : آن ربع قرآن است : نه إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّه ( 5 ) . . . ، دانى ؟ گفت : بلى . گفت : آن ربع قرآن است . گفت : نه آية الكرسى ( 6 ) دانى ؟ گفت : بلى ، گفت : آن ربع قرآن است . بر وزن كن - تا سه بار تكرار كرد .
* ( إِنَّ اللَّه كانَ عَلِيماً حَكِيماً ) * ، خداى - جلّ جلاله - عالم است به مصالح شما ، و حكيم است ، آنچه كند و فرمايد به حكمت و صواب كند .
* ( وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا ) * - الاية ، حق تعالى گفت : هر كه نتواند و مالك نباشد طول را - و آن وسع و يسار و دست رس باشد . عبد اللَّه عبّاس و سعيد جبير و مجاهد و قتاده و سدّي و ابن زيد گفتند : هو الغنى ( 7 ) ، توانگرى باشد .
و از باقر - عليه السّلام - اين روايت است ، و ربيعه و جابر و عطا و ابراهيم گفتند :
« طول » هوى است ، يعنى اگر ميل او به پرستارى باشد با آن كه ( 8 ) وسع دارد ، شايد تا پرستار ( 9 ) را به زنى كند ، و درست قول اول است براى شاهد لغت كه « طول » فضل و نفع باشد ، و قولهم : لا طائل فيه ، أى لا نفع فيه . عبد اللَّه عبّاس گفت : سيصد درم باشد ( 10 ) چون سيصد درم دارد حج بر او [ 305 - ر ] واجب باشد ، و نشايد كه بر پرستار عقد
هامش
( 1 ) . مر : و شافعى را مذهب .
( 2 ) . سورهء اخلاص ( 112 ) آيهء 1 .
( 3 ) . سورهء كافرون ( 109 ) آيهء 1 .
( 4 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 5 ) . سورهء فتح ( 110 ) آيهء 1 .
( 6 ) . مراد آيات 255 الى 257 سورهء بقره ( 2 ) است .
( 7 ) . آج ، لب ، فق ، مر او .
( 8 ) . اساس و همهء نسخه بدلها : بانك / بانكه ، هم مىتواند « به آن كه » خوانده شود ، و هم « با آن كه » .
( 9 ) . آج ، لب ، فق ، مر : پرستارى .
( 10 ) . اساس : دارم ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .