لمس كند او را به شهوت دختر بر او حرام شود ، و بنزديك شافعى الَّا به عقدى صحيح حرام نشود . و روايتى از عبد اللَّه عبّاس آوردند كه او گفت : دخول در هر دو شرط است در مادر زن و دختر زن كه ربيبه باشد . و روايتى شاذّ كردند از على ( 1 ) و زيد بن ثابت : * ( وَرَبائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ ) * ، و دختران زنانتان كه در حجر شما باشند و پروردهء شما باشند به شرط آن كه با مادران دخول رفته باشد .
و معنى « دخول » فقها را در آن خلاف است . بعضى گفتند : جماع است ، و اين قول عبد اللَّه عبّاس است و اختيار جرير طبرى ، و عطا گفت و جماعتى مفسّران كه : لمس را هم اين حكم باشد ، و اين مذهب ماست و اگر چه حق تعالى گفت :
* ( فِي حُجُورِكُمْ ) * ، آنان نيز كه در حجر مرد نباشند تا ( 2 ) پروردهء او نباشند ، اندى كه بر مادر عقد بسته شد دختر بر او حرام گردد به شرط دخول ، و وجه اين آن بود كه عرب آن را كه ( 3 ) بخواهند كشتن يا بخواهد [ مردن ] ( 4 ) او را قتيل و ذبيح و مرده خوانند بر طريق مقاربت ، قال اللَّه تعالى : إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُمْ مَيِّتُونَ ( 5 ) ، و : هذه الشّاة ذبيحة فلان ، أى ممّا يذبح و يصلح للذّبح ، و : أراك في وجهك قتيلا ، أى ستقتل .
و « ربائب » جمع ربيبه باشد ، فعليه به معنى مفعوله ، كالقتيله و الذّبيحه و قول آن كس كه * ( مِنْ نِسائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ ) * ، رد كند با هر دو جمله از ربائب و امّهات النّساء بعيد است ، براى آن كه اين خلاف ظاهر است و قرينه اى نيست و دليلى كه بر آن حمل توان كردن از براى آن ، و اين در جاى صفت زنانى افتاد كه مادران ربائب باشند و از آن تعدّى كردن وجهى ندارد ، و دختران ربائب و إن نزلن داخل باشند در اين باب ، [ و ] ( 6 ) اگر دخول نرفته باشد اين حكم نبود او را در تحريم ، بل رخصت است لقوله : * ( فَلا جُناحَ ) * [ 302 - پ ] * ( عَلَيْكُمْ ) * .
* ( وَحَلائِلُ أَبْنائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ ) * ، و زنان پسرانتان كه از صلب شما
هامش
( 1 ) . تب عليه السلام .
( 2 ) . آج ، لب ، فق ، مر ، تب : يا .
( 3 ) . آج ، لب ، فق ، مر : آن دمى كه ، تب در حاشيه آورده : چندان كه .
( 4 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 5 ) . سورهء زمر ( 39 ) آيهء 30 .
( 6 ) . اساس : ندارد ، از وز افزوده شد .