بخشاينده است .
مىخواهد خداى تا بيان كند شما را و بنمايد شما را راه آنان كه ( 1 ) پيش شما بودهاند ، و توبه پذيرد [ بر ] ( 2 ) شما ، و خداى دانا و محكم كار است .
و خداى مىخواهد كه توبه پذيرد بر شما ، و مىخواهند آنان كه پى شهوتها دارند ( 3 ) كه بچسبى ( 4 ) شما چسبيدنى ( 5 ) بزرگ .
مىخواهد خداى كه سبك كند از شما ، و آفريدهاند آدمى را سست .
قوله : * ( حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ ) * - الاية ، بعضى متكلَّمان در اصول الفقه گفتند :
اين آيت و آنچه جارى مجرى اين است ، من قوله : حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ ( 6 ) الاية ، مجملى است كه از ظاهر او چيزى نتوان شناختن ( 7 ) الَّا به بيان ، براى آن كه اعيان حرام نباشد و انّما تصرّفات حرام باشد ، و تصرّفات معيّن نيست بيان بايد ، و درست آن است كه اين مجمل نيست ، و مراد به ظاهر اين معلوم است براى آن كه آنچه حرام و حلال باشد از زنان در شرع ، عقد و وطى باشد و لا سيّما و قرينه اى در پيش برفت ، من قوله : * ( وَلا تَنْكِحُوا ما نَكَحَ آباؤُكُمْ مِنَ النِّساءِ ) * ( 8 ) * ( . . . ) * ، و نيز معلوم است در آيت تحريم مردار و خون كه ( 9 ) مردار خوردن و فروختن است ، نه نقل كردن و در او نگريدن و مانند اين . قوله : * ( حُرِّمَتْ ) * ، و اصل اين كلمه منع باشد ، يقال : حرّمته كذا إذا منعته إيّاه ، و « حرمان » خلاف رزق باشد ، و « محروم » نقيض مرزوق باشد ، و چون عين مضعّف كنند بليغتر شود و به عرف شرع مخصوص شد به معنى مخصوص بر وجهى مخصوص .
هامش
( 1 ) . تب از .
( 2 ) . اساس : ندارد ، از وز افزوده شد .
( 3 ) . تب : پيروى مىكنند شهوتها را .
( 4 ) . آج ، لب ، فق : ميل كنند ، تب : بچسبيد .
( 5 ) . آج ، لب : ميلى .
( 6 ) . سورهء مائده ( 5 ) آيهء 3 .
( 7 ) . آج ، لب ، فق : شناخت .
( 8 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 22 .
( 9 ) . آج ، لب ، فق : چون كه .