در اين باب و شرح و بسط آن در كتب فقه مشروح است ، از آن جا طلب بايد كردن .
* ( غَيْرَ مُضَارٍّ ) * ، نصب او بر حال است ، و در معنى او خلاف كردند . بعضى گفتند :
معنى آن است كه إضرار ورثه نكند و اقرار به دينى كه كسى را بر او نباشد . و بعضى دگر گفتند : تجاوز نكند در وصيّت از ثلث . * ( وَصِيَّةً مِنَ اللَّه ) * ، نصب او بر مصدر باشد ، وصيّتى است و اندرزى و فرضى از خداى تعالى .
* ( وَاللَّه عَلِيمٌ حَلِيمٌ ) * ، قتاده گفت : خداى تعالى كاره است مضارّت را هم در حال حيات [ 297 - پ ] و هم در حال موت ، و نهى كرد از آن در هر دو حال ، و خداى تعالى داناست به احوال بندگان و بردبار است ، از ايشان تعجيل نكند به عقاب ، براى آن كه تعجيل آن كند كه ترسد كه فايت شود . و مورد او مورد تهديد و وعيد است ، و در آيت دليل است بر آن كه : فاطمه - عليها السّلام - وارث رسول بود و مستحقّ ميراث او بود في عموم قوله تعالى : * ( يُوصِيكُمُ اللَّه فِي أَوْلادِكُمْ ) * ( 1 ) ، چه اتّفاق است كه اوّل مخاطب به خطاب قرآن رسول است ( 2 ) ، و همچنين ( 3 ) اوّل مأمور و منهى اوست به اوامر و نواهى قرآن ، و في قوله تعالى : * ( وَإِنْ كانَتْ واحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ ) * ، و داخل باشد در عموم هر دو آيت ، و تخصيص عموم به خبر واحد روا نبود براى آن كه اين معلوم است و آن مظنون ، و براى مظنون دست از معلوم بنه دارند . و آن كه دعوى دارند كه رسول - عليه السّلام - گفت :
نحن معاشر الأنبياء لا نورّث ما تركناه صدقة ،
خبر واحد است اگر تسليم كنيم ، و به او تخصيص قرآن نشايد كردن .
قوله : * ( تِلْكَ حُدُودُ اللَّه ) * ( 4 ) ، اشارت باشد به غايب ، و « هذه » اشارت باشد به حاضر . زجّاج گفت : « تلك » در آيت به معنى « هذه » است ، يعنى اين حدهاى خداست .
در معنى حدود خلاف كردند . سدّي گفت : حدود شرايط است ، أى شرائط اللَّه . عبد اللَّه عبّاس گفت : طاعة اللَّه ، و بعضى دگر گفتند : فرائض اللَّه ، و بعضى دگر گفتند : تفصيل اللَّه لفرائضه ، اين تفصيلى است كه خداى تعالى داد فرايض خود را ، و اين لايقتر است به معنى آيت و اشتقاق لفظ ، براى آن كه حدود سراى آن باشد كه
هامش
( 1 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 11 .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها عليه السّلام .
( 3 ) . آج : همچونين .
( 4 ) . آج ، لب ، فق ، مر تلك .