تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
بَلِ اللَّه مَوْلاكُمْ وَهُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ ، سَنُلْقِي ( 1 ) . * ( وَلَه عَذابٌ مُهِينٌ ) * ، و او را عذابى و المى بود مقرون به استخفاف و اهانت ، و اين صفت عقاب خداست مستحقّان عذاب را ، و معتزله به اين آيت تمسّك كردند در آن كه فاسق لا محاله معاقب باشد ، و عقاب او منقطع نبود ، جواب گوييم : ايشان را در آيت تمسّكى نيست از وجوه بسيار ، منها آن كه حدود جمع است و بر عموم است و آن را تخصيص كردن بى دليلى وجه ندارد ، و آن كس كه او جمله حدود خداى را - جلّ جلاله - تعدّى كند كافر باشد ، و كافر لا محال ( 2 ) معاقب بود و عقابش مؤبّد باشد . دگر آن كه : * ( وَمَنْ يَعْصِ اللَّه ) * ، لفظ « من » لفظى ( 3 ) صالح عموم را و خصوص را بنزديك ما ، چه بنزديك ما عموم را صيغتى مخصوص نيست كه اگر آن صيغت در خصوص استعمال كنند مجاز باشد ، و دليل بر اين آن است كه قائل چون گويد : من دخل داري أكرمته به اين لفظ يك بار عموم خواهد و يك بار خصوص ، و مجرّد استعمال ايشان لفظ را در يك معنى يا بيشتر دليل كند بر حقيقت آن و اشتراك او در آن معنى كه در او استعمال كرده باشد ما دام ( 4 ) تا خالى بود از قرينه كه دليل كند بر آن كه مراد ايشان مجاز است به آن يا به يكى از آن . دليل ديگر بر آن كه اين لفظ ، أعني لفظ « من » مشترك است بين العموم و الخصوص آن است كه : ما به ضرورت دانيم حسن استفهام آن كس كه شنود از قايلى كه گويد : من دخل داري أكرمته ، بپرسد از او و گويد : امن العلماء ، أم من عامّة النّاس ، أم من الأحرار ، أم من العبيد ، أم من الغرباء - الى غير ذلك . و در حسن [ 298 - ر ] استفهام دليل است بر آن كه لفظ مشترك است بين المعنيين ، چه اگر لفظ مختصّ بودى استفهام نيكو نبودى ، و ما حسن استفهام بضرورت مىدانيم على وجه لا دفع له ، چون لفظ مشترك بود بين العموم و الخصوص چه منكر باشند از آن كه تخصيص كنند آيت را به كافران دون فاسقان اهل صلات . دگر آن كه : ايشان اصحاب صغاير را از اين عموم اخراج مىكنند ، اگر ايشان را بود كه بعضى را اخراج كنند چرا ما را نبود كه بعضى دگر را اخراج كنيم .
هامش
( 1 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 150 و 151 . ( 2 ) . آج ، لب ، مر : لا محاله . ( 3 ) . آج ، لب ، فق ، مر ، تب است . ( 4 ) . آج ، لب : مادامى .