تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
روايت كرده‌اند كه : مردى رسول را - عليه السّلام - پرسيد از كلاله . رسول - عليه السّلام - آيت آخر اين سورت برخواند . مرد گفت : بيانى زياده كن . رسول - عليه السّلام - گفت : لست بزايدك حتّى ازاد ، من زياده نكنم تا مرا زياده نكنند . شعبى گفت كه از ابو بكر صدّيق پرسيدند كه : « كلاله » چه باشد ؟ گفت : بگويم اگر صواب باشد از خداى بود ، و اگر خطا بود از من بود و شيطان ، و خداى تعالى از اين ( 1 ) برى است . هر وارثى باشد كه نه پدر بود نه فرزند . چون به عهد عمر رسيد ، عمر را پرسيدند . گفت : من شرم دارم كه مخالفت ابو بكر كنم . همان گويم كه او گفت . طاووس گفت [ 297 - ر ] : ما دون الولد ، هر كه جز فرزند بود . حكم گفت : هر كه جز پدر بود . عطيّه گفت : برادران مادرى باشند . عبيد بن عمير گفت : برادران پدرى باشند . جابر بن عبد اللَّه گفت ، من گفتم : يا رسول اللَّه ! وارثان من دو خواهرند ، مرا چگونه ميراث گيرند ؟ خداى تعالى اين آيت فرستاد : يَسْتَفْتُونَكَ قُلِ اللَّه يُفْتِيكُمْ فِي الْكَلالَةِ ( 2 ) . . . ، و امير المؤمنين على ( 3 ) گفت : برادران و خواهران باشند از پدر و مادر ، و آنان را كه در اين آيت ذكر است از مادر باشند ، و آنان را كه در آخر سورت ذكر است از پدر و مادر ، يا از پدر - على ما جاء في اخبارنا . و اصل « كلاله » إحاطه بود ، و اكليل تاج را از اين جا گويند لإحاطته بالرّأس ، و همه را كلّ براى آن خوانند كه به همه محيط بود . و « كلاله » را براى آن كلاله خوانند كه محيط بود به اصل نسب . و « كلال » كه تعب باشد هم از اين جاست لا حاطته بالرّجل . و ابو مسلم محمّد بن بحر الاصفهانيّ گفت : اشتقاق كلاله از كلال ( 4 ) است كه تعب و اعياء و ماندگى باشد ، پندارى كه تناول ميراث كه مىكند ( 5 ) من بعد كلال و أعياء مىكند ( 6 ) .
هامش
( 1 ) . اساس : از من ، آج ، لب ، فق ، مر : از آن ، با توجّه به وز تصحيح شد . ( 6 - 2 ) . سورهء نساء ( 4 ) آيهء 176 . ( 3 ) . آج ، لب ، فق ، مر عليه السّلام . ( 4 ) . اساس : كلاله ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 5 ) . مر : مىكنند .