جواب كسى كرد كه او را تعجّب آمد از تفاوت نصيبها ، و آن كه نصيب مادر و پدر كمتر است از نصيب فرزندان . و در معنى او خلاف كردند .
مجاهد گفت : يعنى در دنيا شما ندانى ( 1 ) كه كيست كه نافعتر است از اينان كه پدران شمااند يا فرزندان شما شما را .
بعضى دگر گفتهاند : معنى آن است ( 2 ) پدر را نفقهء فرزند واجب بود چون فرزند محتاج باشد ، و فرزند را نيز نفقهء پدر واجب بود چون پدر محتاج باشد . پس ايشان در اين باب راستاند ، و لكن شما ندانى ( 3 ) كه حاجت كه را باشد به صاحبش از اينان .
قولى دگر آن است كه : شما ندانى ( 4 ) كه باشد كه از پيش صاحبش بميرد تا ميراث او بردارد ، و تمنّاى مرگ يكديگر مكنى ( 5 ) براى ميراث ، و نصب « نفعا » بر تميز ( 6 ) باشد . و قوله : * ( فَرِيضَةً ) * ، گفتهاند : نصب او بر حال است ، يعنى لهؤلاء الورثة ما ذكرناه مفروضا مقدّرا . و گفتهاند : على المصدر ، من قوله : * ( يُوصِيكُمُ اللَّه فِي أَوْلادِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنْثَيَيْنِ ) * ، فرضا مفروضا . و گفتهاند : تميز ( 7 ) است من قوله :
* ( فَلأُمِّه السُّدُسُ ) * فريضة ، كما تقول ( 8 ) : هذا المال لك هبة أو صدقة . و در ثلث و ربع ( 9 ) تثقيل و تخفيف روا بود ، و هر دو لغت است .
* ( إِنَّ اللَّه كانَ عَلِيماً حَكِيماً ) * ، أى لم يزل كذلك ، كان دليل ماضى باشد و معنى آن است كه : خداى تعالى هميشه عليم و حكيم بود . فامّا « عليم » مبالغه باشد در عالم ، و عالمى او را صفت ذات است . و در حكيمى دو وجه رواست ، چنان كه بيان كرده شد پيش از اين .
قوله : * ( وَلَكُمْ نِصْفُ ما تَرَكَ أَزْواجُكُمْ ) * - الآية ، قديم - جلّ جلاله - در آن آيت كه رفت ذكر وارثانى كه من جهت النّسب ميراث گيرند بكرد ( 10 ) ، در اين آيت ذكر ميراث خواران سببى كرد ، گفت : شما راست كه مردانيد ( 11 ) نيمهء آنچه زنان شما بگذارند اگر
هامش
( 1 ) . وز ، آج ، لب ، تب : ندانيد ، مر : ندانستيد .
( 6 - 2 ) . آج ، لب ، فق ، مر ، تب كه .
( 4 - 3 ) . آج ، لب ، مر ، تب : ندانيد .
( 5 ) . مر ، تب : مكنيد .
( 7 ) . وز ، تب : تمييز .
( 8 ) . فق : يقول ، مر : يقال .
( 9 ) . آج ، لب به .
( 10 ) . آج ، لب و .
( 11 ) . آج ، لب ، فق : مردانى / مردانيد .