تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
فرزند نباشد ايشان را ، و اگر فرزند باشد ايشان را ، سواء اگر از شما باشد يا از غير شما ، از نصف با ربع افتد ، و اين نوعى حجب است كه فرزند كند شوهر مادرش را از نصف به ربع ، و زن پدر را كند از ربع به ثمن . * ( وَلَهُنَّ الرُّبُعُ ) * ، و زنان را ربع مال باشد از ميراث شوهران اگر شوهران فرزند ندارند ( 1 ) ، اگر دارند حجب كنند آن فرزند زنان را از ربع به ثمن ، و در اين هيچ خلاف نيست ميان امّت ، و نصيب شوهر بر نصف نيفزايد و از ربع بنكاهد ، و نصيب زن از ربع نيفزايد و از ثمن بنكاهد ، و نقصان در ايشان نشود و همچنين نصيب مادر و پدر را از سدس بنكاهد به هيچ حال . و عول درست نيست بنزديك ما ، و چنان كه بيان كرديم ابتدا از مال متوفّى به كفن بكنند ، اگر از آن جا چيزى بماند قضاى دين كنند از او كه وامى باشد بر او ، و آنگه اگر چيزى بماند وصيّت كار بندند از آن از ثلث آنچه مانده باشد آنچه از وصيّت باز ماند ميان ورثه بود على فرائض اللَّه . قوله : * ( وَإِنْ كانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلالَةً أَوِ امْرَأَةٌ ) * ، تقدير آن است كه : و ان كان رجل أو امرأة يورث كلاله ، اگر مردى را يا زنى را از او ميراث گيرند به كلالگى . و نصب « كلالة » محتمل است چند وجه را : يكى آن كه مصدرى بود در جاى حال ، و تقدير چنين باشد كه : يورث متكلَّل النّسب . رمّاني و بلخى گفتند : نصب است بر خبر « كان » كه رجل اسم « كان » است ، و همچنين امراة و يورث صفت اوست ، و كلالة خبر كان است ، و اين قول آن كس بود كه گويد : كلاله ، مردهء موروث منه باشد ، و گفته‌اند كه : مفعول دوم يورث باشد ، و تقدير چنين بود كه : يورث ما له [ كلالة ] ( 2 ) . حسن بصرى و عيسى بن عمر خواند : « يورث » ، به كسر الرّاء ، چنان كه فعل مسند باشد با مرد ، و « كلالة » مفعول دوم باشد ، يعنى اگر مردى مال خود رها كند به كلاله . و در كلاله خلاف كردند . ضحّاك و سدّى گفتند : موروث منه باشد ، يعنى مرده . سعيد جبير گفت : وارثان باشند . نضر بن شميل گفت : مال موروث باشد .
هامش
( 1 ) . مر و . ( 2 ) . اساس : ندارد ، از وز افزوده شد .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 277 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي