قال الشّاعر :
لم اكن من جناتها علم اللَّ
ه و انّي بحرّها اليوم صالي
و شاة مصليّة ( 1 ) ، أى مشويّة . و سعير فعيل باشد به معنى مفعول ، يعنى نارا مسعورة ( 2 ) ، كقتيل و خضيب و دهين ، يقال : سعرت النّار و أسعرتها ، و سعّرتها فاستعرت ، أى أو قدتها فاتّقدت .
قوله : * ( يُوصِيكُمُ اللَّه فِي أَوْلادِكُمْ ) * - الاية ، مفسّران در سبب نزول آيت خلاف كردند . بعضى گفتند : سبب نزول آيت آن بود كه در جاهليّت وراثت به مردى و قوّت بودى ، ميراث به مردان دادندى ، به زنان و كودكان ندادندى . خداى تعالى اين آيت فرستاد و حكم جاهليّت باطل كرد ( 3 ) .
محمّد بن المنكدر ( 4 ) گفت : از جابر عبد اللَّه انصارى شنيدم كه گفت : آيت در باب من فرود آمد كه بيمار بودم سخت . رسول - عليه السّلام - در بالين من آمد ، و من نياگاه ( 5 ) بودم . پاره اى آب بخواست و به روى من زد ، و من با هوش آمدم و گفتم : يا رسول اللَّه ! چگونه فرمايى كه در تركهء خود كنم ؟ رسول - عليه السّلام - هيچ نگفت .
خداى تعالى اين آيت فرستاد .
عطا گفت : سعد بن الرّبيع النقيب را در احد ( 6 ) بكشتند ، او زنى رها كرد و دو دختر را و برادرى را ، برادر او جملهء مال بر گرفت و چيزى به زن و دختران او نداد . زن به شكايت پيش رسول آمد ( 7 ) رسول - عليه السّلام - گفت : باز گرد ( 8 ) كه باشد كه خداى تعالى در حقّ تو حكمى فرمايد . برفت ، پس از آن باز آمد و شكايت كرد و بگريست .
خداى تعالى اين آيت فرستاد . رسول - عليه السّلام - برادر سعد را بخواند و مال از او بستد و به ايشان داد .
هامش
( 1 ) . اساس : متصليه ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 2 ) . تب : مسعورا .
( 3 ) . آج ، لب ، فق : بكرد .
( 4 ) . اساس ، تب : محمد بن المكندر ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 5 ) . اساس : در حاشيه اين كلمه را به اين صورت توضيح داده است : بيهوش بودم ، مر : بيهوش بودم .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : با حد .
( 7 ) . اساس : آمدند ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 8 ) . آج ، لب ، فق : باز گردى .