كراهت تطويل را ، چه غرض از اين كتاب تفسير قرآن است و آنچه گذارش ( 1 ) معنى به آن باشد .
قوله : * ( يُوصِيكُمُ اللَّه ) * ، وصيّت مىكند خداى تعالى شما را و اندرز مىكند . زجّاج گفت : وصيّت از خداى تعالى ايجاب باشد چنان كه در سورة الانعام چند جا گفت :
ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِه ( 2 ) . . . ، أى أوجب ( 3 ) عليكم و فرض . پس مراد فرض و ايجاب است و تسميه . سهام را در اين علم فرض خوانند ، و سهمى را فريضه خوانند ، و جمعش فرايض بود ، براى آن اين علم ( 4 ) فرايض خوانند .
* ( فِي أَوْلادِكُمْ ) * ( 5 ) ، در كار فرزندانتان چون شما را وفات رسد ، و اين جمله حذف كرد براى دلالت حال بر او . * ( لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنْثَيَيْنِ ) * ، يك پسر را چندان نصيب بود كه دو دختر را ، على كلّ حال مع الانفراد و مع الاجتماع بلا خلاف بين الامّة .
* ( فَإِنْ كُنَّ نِساءً ) * ، يعنى وارثان اگر چنان كه اين فرزندان باز مانده از مادر و پدر رفته همه دختران باشند و از بالاى دو ( 6 ) باشند - يعنى سه يا بيشتر - نصيب ايشان دو ثلث باشد از تركه ، و اگر دو باشند هم ثلثان باشد ايشان را ، و لكن اين حكم از آيت ندانند ، از اجماع امّت دانند .
و بعضى مفسّران و اهل معانى گفتند : اين حكم از آيت دانند به زيادت فوق ، كه اين لفظ را صله كنند يعنى زياده ، چنان كه گفت : فَاضْرِبُوا فَوْقَ الأَعْناقِ ( 7 ) ، أى فاضربوا الاعناق و « فوق » صله است . و اگر چنين باشد از آيت حكم دو دختر دانند . حكم بيشتر از دو دختر هم به اجماع توان شناختن ( 8 ) . پس متساوى باشند ( 9 ) در هر دو طرف . چون چنين خواهد بودن ، اوليتر آن باشد كه ظاهر آيت ( 10 ) رها نكنند ( 11 ) .
هامش
( 1 ) . وز ، آج ، فق : گزارش .
( 2 ) . سورهء انعام ( 6 ) آيهء 151 تا 153 .
( 3 ) . اساس : وجب ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 4 ) . آج ، لب ، فق ، تب را .
( 5 ) . آج ، لب ، فق ، مر أى في امر أولادكم .
( 6 ) . اساس : دور ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 7 ) . سورهء انفال ( 8 ) آيهء 12 .
( 8 ) . آج ، لب ، فق ، مر : هم از اجماع توان دانستن .
( 9 ) . آج ، لب ، فق ، مر ، تب : باشد .
( 10 ) . آج ، لب ، فق را .
( 11 ) . مر : رها كنند .