ميراث . * ( فَارْزُقُوهُمْ مِنْه ) * ، ايشان را از آن رزقى و طعمه اى دهى ( 1 ) ، و بر سرى عذرى بخواهى ( 2 ) و سخنى نكو بگويى ( 3 ) ، و اين بر سبيل ندب باشد . و در آيت دليل است بر آن كه اسم رازق بر ما اطلاق كنند ، و نفعى كه از ما به كسى رسد آن را رزق خوانند ، كه خداى تعالى اين اطلاق فرمود .
قوله : * ( وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعافاً ) * - الاية . در معنى آيت چهار قول گفتند : يكى آن كه اين نهى است از آن كه مرد در وصيّت اجحاف كند و اسراف و اضرار كند در وصيّت به ورثه از ثلث تعدّى كند ، و اين قول عبد اللَّه عبّاس است به يك روايت ، و سعيد جبير و قتاده و سدّي و مجاهد و ضحّاك .
قول دوم حسن گفت : آيت در حقّ كسانى است كه به بالين محتضرى حاضر آيند و او را گويند : خويشتن را باش ، و خويشتن را بين ، و وارثان را خداى كفايت بكند ، و تو را چيزى كه هست بر خويشتن ايثار كن ، و فلان را چندين بده و فلان را چندين ، تا عامّه مال مستغرق كنند . خداى تعالى ايشان را بترسانيد ، گفت : بگو تا از خداى بترسند آنان كه چنين سخنها گويند ، و انديشه كنند كه اگر ايشان را وفاتى رسد ( 4 ) و فرزندانى طفل ضعيف باز گذارند ، به ورثهء اين متوفّى هم آن خواهند و سگالند كه به فرزندان يتيم خود ، و سخن به وجه گويند و از شرع تعدّى نكنند .
قول سهام ( 5 ) آن است كه : خطاب با اولياى ايتام است كه در مال ايشان امانت به جاى آرند ، و آن كنند به ايشان كه اگر اينان ( 6 ) را وفات باشد ، خواهند كه ديگران با اطفال ايشان آن كنند كه او را از آن كراهت نباشد . بايد تا از خداى بترسد و با اطفال مؤمنان ( 7 ) و مالهاى ايشان همان كند ، و اين قول عبد اللَّه عبّاس است به يك روايت .
قول چهارم مقسم گفت : آيت در حقّ كسانى است كه مرد را از وصيّت نهى كنند و گويند : جانب وارثان نگاه دار و اجانب را مراقبت مكن ، و اقاربى را كه نه
هامش
( 1 ) . مر ، تب : دهيد .
( 2 ) . مر ، تب : بخواهيد .
( 3 ) . مر ، تب : بگوييد .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : باشد .
( 5 ) . آج ، لب : سيوم ، تب : سيم .
( 6 ) . آج ، لب ، فق ، مر : ايشان .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : مسلمانان .