مفسّران و فقها ، و آنان كه گفتند : منسوخ نيست ، خلاف كردند في قوله : * ( فَارْزُقُوهُمْ ) * ، تا ( 1 ) اين امر بر وجوب است يا بر ندب . بلخى و جبّايى و رمّانى و جعفر بن مبشّر گفتند : مندوب است و واجب نيست ، و مجاهد گفت : واجب نيست مادام كه دل وارثان خوش باشد .
و آنان كه گفتند منسوخ است ، سعيد بن المسيّب است ، و ابو مالك و ضحّاك گفتند : اين آيت پيش قسمت ميراث و تعيين فرض اصحاب فرايض بود كه نصيب هر كسى چيست . چون آيت ميراث آمد و نصيبها معيّن شد ، اين آيت منسوخ شد ، و اين بر سبيل وصيّت بود .
آنگه خلاف كردند در آن كه : * ( فَارْزُقُوهُمْ ) * خطاب با كيست . بيشتر مفسّران بر آنند كه خطاب با ورثه است ، و درست اين است لقوله : * ( وَإِذا حَضَرَ الْقِسْمَةَ ) * ، و « قسمت » وارثان را باشد .
و بعضى دگر گفتند : خطاب به آن كس كه او را وفات خواهد رسيدن كه در مرگ وصيّت كند آنان را كه وارث نباشند چيزى تا دل ايشان باز نماند ، قالوا ، و ذلك قوله : * ( وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفاً ) * . و ظاهر قرآن از اين مانع است ، براى آن كه چون مرد زنده باشد قسمت ميراث او صورت نبندد ، و حق تعالى اين امر معلَّق بكرد به وقت قسمت ميراث : في قوله : * ( وَإِذا حَضَرَ الْقِسْمَةَ ) * .
آنگه خلاف كردند در آن كه : * ( وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفاً ) * ، خطاب است با كه ، و اين « قول معروف » چيست ؟ قولى آن است كه گفتيم : خطاب به آن است كه حضرته الوفاة ، و اين درست نيست ، درست آن است كه خطاب با ورثه است ، بر قول آنان كه گفتند : آيت در ميراث است در وصيّت نيست . و آنان كه گفتند : آيت در وصيّت است ، گفتند : خطاب با اوليا و اوصياست ، و « واو » به معنى « او » است براى آن كه از سه وجه بيرون نباشد ( 2 ) : يا ورثه بزرگ باشند يا كوچك ، يا هم بزرگ و هم كوچك . آنان كه بزرگ باشند خطاب ايشان اين است كه : * ( فَارْزُقُوهُمْ ) * ، براى آن كه ايشان [ 294 - پ ] مالك نصيب خود باشند ، و انفاذ وصيّت از وصى و از ايشان
هامش
( 1 ) . آج : آيا ، لب ، فق ، مر : يا .
( 2 ) . آج ، لب ، فق : بيرون نيست .