درست ( 1 ) آيد . و آنان كه طفل باشند ، وصى گويد : اين مال يتيمان است ، و مرا در اين چيزى نيست ، و اگر مرا بر اين حكمى بودى شما را نصيب كردمى ، عافاكم اللَّه و أغناكم ، اين و مانند اين از عذر و دعا ، فذلك القول المعروف ، يعنى يا رزق يا قول معروف . و اگر بر ظاهر حمل كنند اوليتر باشد ، براى آن كه جمع از ميان هر دو متعذّر نيست كه هم چيزى بدهد و هم عذر خواهد و دعا كند .
عبيدة السّلمانىّ گوسفندى از آن يتيمان بكشت و قسمت كرد بر اهل اين آيت ، و گفت : اگر نه اين آيت آن بودى ( 2 ) ، اين از مال خود كردمى ، يعنى خواست تا حكم آيت به جاى آرد ، آن را طعمه ساخت براى اهل اين آيت . و طعمه و رزق را حدّى محدود و مقدارى مقدّر نيست ، آنچه خواهند و دل ايشان به آن خوش باشد .
حسن بصرى و قتاده را از اين آيت پرسيدند كه : منسوخ است يا نه ؟ گفتند :
آيت منسوخ نيست ، و لكن مردمان بخيلاند ، وجه نيست ايشان را كه طعمه به كسى دهند ، مىگويند : آيت منسوخ است . حسن گفت : چيزى كه محقّر باشد ، و شرم دارند در قسمت آوردن به ايشان بايد دادن . و عبد اللَّه عبّاس گفت : چون وصيّت كرده باشد ، اگر وارثان بزرگ باشند ، چيزى اندك بدهند ، و اگر كوچك باشند عذر بخواهند ( 3 ) چنان كه بيان كرده شد . و از عبد اللَّه عبّاس هر دو قول روايت است ، و راوى خبر گويد كه : چون عبد الرّحمن بن ابى بكر فرمان يافت ، پسرش عبد اللَّه ميراث او بخشيد ( 4 ) ، در سراى هيچ كس نماند از خويش و بيگانه كه او را چيزى نداد . و اين در حيات عايشه بود ، آنگه اين آيت برخواند .
عبد اللَّه عبّاس را بگفتند كه او چنين كرد ، گفت : آيت نه در اين باب است ، در وصيّت است . خداى - جلّ جلاله - از كرم چون به حسب مصلحت بعضى خويشان را به قرابت و قربت حظَّى نهاد روا نداشت كه آنان را كه دور تر باشند يا بيگانه باشند محروم مانند ، بر سبيل ندب و استحباب گفت چون ايشان حاضر آيند به وقت قسمت
هامش
( 1 ) . اساس : درشت ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 2 ) . وز ، آج ، لب ، مر ، تب : اگر نه اين آيت بودى ، فق : اگر نه آيت بودى .
( 3 ) . اساس و وز : نخواهند ، با توجّه به آج و لب و فق و مرو فحواى عبارت تصحيح شد .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : مىبخشيد .