شعبى گفت : مال ( 1 ) به هيچ زن مده تا شوهر بنكند ( 2 ) و اگر چه توريت و انجيل و قرآن ( 3 ) خوانده باشد ، و به هيچ كودك مده [ تا بالغ نشود . سعيد جبير و عكرمه گفتند :
مراد مال يتيم است كه در دست تو باشد ، خداى تعالى گفت به او مده ] ( 4 ) تا بالغ و رشيد شود .
اگر گويند : اين قول چگونه درست آيد ، و خداى تعالى مال با ما اضافه كرد ، و چون مال ايشان را باشد ، اين اضافه درست نيايد ؟ گوييم : مراد جنس مال است ، يعنى اين مال كه در دست شما باشد ، چنان كه گفت : لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ ( 5 ) ، و
قال - عليه السّلام : حبّب الىّ من دنياكم .
و وجهى دگر آن است كه : چون متصرّف و مدبّر و مصلحت بين در آن او باشد براى آن با او اضافه كرد ، و اين سفيه كه مال به او نشايد دادن محجور باشد ناقص عقل بود يا نابالغ بود ، و صلاحيت حفظ مال و تدبير و تصرّف آن نداند . و اصل سفه جهل باشد و خفّت و آن نقيض حلم ( 6 ) بود . و حسن بصرى و نخعى خواندند : اموالكم اللَّاتي ، و معنى همان باشد . قال الشّاعر ( 7 ) :
من اللَّواتى و الَّتي و اللَّاتي
زعمن أنّي كبرت لداتي
« الَّتي » واحد باشد در مؤنّث ، و « اللَّاتي » جمع ، و « اللَّواتي » جمع الجمع .
قوله : * ( الَّتِي جَعَلَ اللَّه لَكُمْ قِياماً ) * ، أراد قواما ، كه خداى تعالى قوام شما به آن كرده است . و در شاذّ خواندند : « قواما » و « قواما » بفتح القاف و كسره . و اصل « قيام » ، قوام بوده است ، و لكن براى كسرهء « قاف » را ( 8 ) « واو » را « يا » كردند ، كالصّيام و القيام . و قوام كار آن باشد كه كار به او قايم بود ، يعنى [ 292 - ر ] قوام و ملاك معيشت شما به او بود . و نافع خواند : جعل اللَّه لكم قيما ( 9 ) ، به كسر قاف . ضحّاك
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق ، مر را .
( 2 ) . آج ، لب ، فق ، مب ، مر : مده تا انديشهء شوهر ديگر نكند .
( 3 ) . مر : فرقان .
( 4 ) . اساس و تب : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 5 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 128 .
( 6 ) . مر : علم .
( 7 ) . تب شعر .
( 8 ) . كذا : در اساس و وز ، ديگر نسخه بدلها : ندارد .
( 9 ) . اساس : قياما ، با توجّه به وز تصحيح شد .