* ( فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْه نَفْساً ) * ، اگر چنان باشد كه اين زنان دل خوش بكنند شما را از چيزى از آن ، يعنى اگر چيزى از آن به شما دهند بطيبة نفس ، * ( فَكُلُوه هَنِيئاً مَرِيئاً ) * ، بخوريد ( 1 ) آن نوش و گوارنده ، يعنى حلال است شما را آن ، [ و ] ( 2 ) نصب « نفسا » بر تميز ( 3 ) باشد . و براى آن كه نقل فعل كرد ( 4 ) با اصحاب نفس ، از نفس ، براى آن نفس را موحّد كرد ، و مثله قوله تعالى : وَضاقَ بِهِمْ ذَرْعاً ( 5 ) ، و قال تعالى : وَقَرِّي عَيْناً ( 6 ) . كوفيان گفتند : لفظ « نفس » اين جا واحد است و معنى جمع ، و مانند اين بسيار است ، منها قول الشّاعر ( 7 ) :
بها جيف الحسرى فأمّا عظامها
فبيض و أمّا جلدها فصليب
و لم يقل جلودها . و بصريان گفتند : أراد بالنّفس الهوى ، به نفس هواى نفس خواست ، و آن مصدر است ، و او را تثنيه و جمع نكنند . بعضى مردمان كراهت داشتند آن كه از مهر چيزى با ايشان آيد ، و اگر چه زن به دلخوشى به دو داده بودى ، خداى تعالى اين آيت فرستاد و رخصت داد ايشان را [ 291 - پ ] در آن و بيان كرد كه چون اكراهى نباشد [ و ] ( 8 ) خديعتى حلال بود .
قوله : * ( هَنِيئاً ) * ، اشتقاق او من هنأت البعير بالقطران باشد إذا عالجته به ، شتر را چون گر دارد او را به قطران بيندايى هنأت گويى ، و يقال : هنأنى الطَّعام يهنئني على فعل يفعل و هنئنى يهنأني على فعل يفعل هنأة ، و هنىء طعامى باشد گوارنده كه با او ( 9 ) تنغيصى نباشد ، و يقول العرب : هنأنى الطَّعام و مرأني فاذا أفردوه ، قالوا : أمرأنى الطَّعام بالألف ، و اين كنايت است از آن كه در دنيا وبالى نبود آن را و در آخرت تبعتى .
عبد اللَّه عباس گويد رسول را - عليه السّلام - از اين آيت پرسيدند ، گفت : چون زنان چيزى به شما دهند به دلى خوش بى اكراهى در دنيا ، سلطان را بر شما مؤاخذه
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، فق : بخورى / بخوريد .
( 2 ) . اساس : ندارد ، از وز افزوده شد .
( 3 ) . تب : تمييز .
( 4 ) . آج ، لب ، فق ، مر : كردن .
( 5 ) . سورهء هود ( 11 ) آيهء 77 .
( 6 ) . سورهء مريم ( 19 ) آيهء 26 .
( 7 ) . تب شعر .
( 8 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 9 ) . آج ، لب ، فق ، مر : كه او با .