نبود و در آخرت خداى را مطالبه . ابو حمزه گفت : هنيئا لا إثم فيه ، مريئا لا داء فيه ، در او بزه و دردى نباشد ، مغيرة بن شعبة روايت كند از امير المؤمنين على - عليه السّلام - كه گفت : چون يكى را از شما را رنجى رسد ، بايد تا سه درم از صداق زن بخواهد و به آن انگبين بخرد و به آب باران بياميزد و بخورد تا جمع كرده باشد ميان هنأت و مراءت و شفا و بركت را ، لقوله : * ( فَكُلُوه هَنِيئاً مَرِيئاً ) * ، و قوله : فِيه شِفاءٌ لِلنَّاسِ ( 1 ) ، و قوله : وَنَزَّلْنا ( 2 ) مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً ( 3 ) .
قوله : * ( وَلا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ ) * - الآية . خلاف كردند در آن كه اين سفيهان كهاند كه خداى تعالى نهى كرد از دادن مال به ايشان . بعضى گفتند : زنانند .
حضرمىّ گفت : آيت در حقّ مردى آمد كه او مالى داشت به زن داد تا تلف كرد ، خداى تعالى اين آيت فرستاد . مجاهد گفت : نهى است اين آيت مردان را از آن كه مال به هيچ زن بدهند ( 4 ) ، اگر زن باشد و اگر دختر و اگر خواهر . جويبر ( 5 ) گفت از ضحّاك كه گفت : زنان از همهء سفيهان سفيه تر باشند ، دليل اين تأويل حديث ابو امامه كه روايت كرد از رسول - عليه السّلام - كه گفت :
انّما خلقت النّار للسّفهاء - يقولها ثلاثا : ألا و إنّ السّفهاء النّساء ،
گفت : دوزخ براى سفيهان آفريدهاند - تا سه بار گفت ، آنگه گفت : سفيهان زنانند .
أنس مالك روايت كند كه : زنى سياه بنزديك رسول ( 6 ) آمد مليح ، فصيح زبان ، گفت : يا رسول اللَّه ! در حقّ ما خيرى ( 7 ) بگو كه همه شرّ مىگويى در حقّ ما . گفت :
چه گفتم در حقّ شما از شرّ ؟ گفت : ما را سفيه خواندى . گفت : سفيه من نخواندم شما را ، خداى خواند في قوله : * ( وَلا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ ) * . گفت : يا رسول اللَّه ! ما
هامش
( 1 ) . سورهء نحل ( 16 ) آيهء 69 .
( 2 ) . اساس و همهء نسخه بدلها : و انزلنا ، با توجّه به ضبط قرآن مجيد تصحيح شد .
( 3 ) . سورهء ق ( 50 ) آيهء 9 .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : دهند .
( 5 ) . وز : جوير ، آج ، لب : حويص .
( 6 ) . آج ، لب ، فق عليه السّلام .
( 7 ) . فق ، مر ، تب : چيزى .