را ناقص خواندى . گفت : ناقص نباشى ( 1 ) كه در ماهى چند روز نماز نكنى ( 2 ) ؟ آنگه گفت : كفايت نيست شما را كه چون يكى از شما بار بر گيرد ، چندانى مزد بود [ او را ] ( 3 ) كه خود را ( 4 ) در ره خدا باز بندد ، براى جهاد كافران چون بار بنهد او را مزد آن شهيد بود كه در خون بگردانند او را در ره خداى ، چون كودك را شير دهد به هر جرعه اى چنان باشد كه يكى از فرزندان اسماعيل آزاد كرده . و چون بىخواب شود ، به هر شبى كه خواب از چشم باز كند هم چنان باشد كه برده اى از فرزندان اسماعيل آزاد كرده ، آنگه گفت : اين ثواب و اعواض مؤمنات خاشعات صابرات را باشد كه كفران ( 5 ) نكنند . زن برگشت و مىگفت : عظيم فضلى است ، اگر نه اين شرايط به دنبال آن است .
و عاصم روايت كند از مورّق كه : زنى به عبد اللَّه عمر بگذشت ، او اين آيت بخواند . معاوية بن قرّه گفت : زنان را نه به عادت كنى ( 6 ) كه ايشان سفيه باشند ، اگر ايشان را فرو گذارند هلاك كنند مردان را ( 7 ) . عبد اللَّه عبّاس و زهرى و ابو مالك و ابن زيد گفت ( 8 ) : مراد فرزندان نابالغاند ، بعضى دگر گفتند : زنان و كودكاناند ، و حسن بصرى همچنين گفت . قتاده گفت : مال به زن و فرزند مده كه تباه كنند ، آنگه اين آيت بخواند : وَلا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ ( 9 ) .
عبد اللَّه عبّاس گفت : مالى كه خداى تعالى قوام عيش تو و سبب معيشت تو كرد به زنان و كودكان سفيه بى خرد مده كه آنگه به ايشان محتاج شوى ( 10 ) ، و لكن نگاه دار و به قدر حاجت از مؤونت و كسوت بر ايشان صرف مىكن .
هامش
( 1 ) . مر ، تب : نباشيد .
( 2 ) . مر ، تب : نكنيد .
( 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 4 ) . آج ، لب ، فق : كه كسى كه خود را .
( 5 ) . اساس آن ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .
( 6 ) . تب : كنيد .
( 7 ) . آج ، لب ، فق ، مر به مكر و حيله .
( 8 ) . كذا : در اساس ، وز ، آج ، لب ، فق ، مر ، تب : گفتند .
( 9 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 188 .
( 10 ) . آج ، لب ، فق ، مر : كه پس از آن زود باشد كه محتاج ايشان گردى .