تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 221

مساهمون:

ص٢٢١
در خانه رها كردند ( 1 ) و يكى را در خانه رها نكردند ( 2 ) كه بيرون آيد ، او را گفتند : خانه به ما رها [ كن ] ( 3 ) كه ما را خانهء تو مىبايد ، گفت : شهر به شما رها كردم ، خانهء من به من رها كنى ( 4 ) :
گر شهر تو را رسد مرا كوى رسد ور ( 5 ) بحر تو را رسد مرا جوى رسد
اين را گفتند : در خانه بنشين كه ما را شهر مىبايد ، او خانه رها كرد و به شب بگريخت كه : الفرار ممّا لا يطاق من سنن النّبيّين ( 6 ) ، ففررت منكم لمّا خفتكم ( 7 ) . . . ، و اين در خانه بنشست ( 8 ) و به زبان اشارت مىگفت :
سأصبر ( 9 ) حتّى يجمع اللَّه بيننا فان نلتقى يوما فسوف أقول
و اخر :
فتعسا لأيّام اذا كان بومها شباعا لها قوت و جاعت صقورها
و قد ينهض العصفور صحّة ريشه و تبعد ألَّا ريش فيها نسورها
و هبنى رحا يهوى من النّبل ماؤها و ليس لها قطب فمن ذا يديرها
و اوذو ( 10 ) في سبيلى ، و ايشان را برنجانيدند در راه من ، يعنى ايشان تحمّل رنج كردند براى من . * ( وَقاتَلُوا وَقُتِلُوا ) * ، قتال كردند و ايشان را بكشتند تا هم مجاهد بودند و هم شهيد . حمزه و كسائي و خلف خواندند . و در شاذّ أعمش . و يحيى بن وثّاب : و قتلوا و قاتلوا ، و اين را چند وجه باشد : يكى تقديم و تأخير براى آن كه « واو » ايجاد ترتيب نكند ، اين معنى [ 287 - پ ] در « فا » بود ، و وجهى دگر آن كه « قتلوا » ، أى قتل بعضهم ثمّ قاتل من بقى منهم ، چنان كه گويند : قتلنا بني تميم ، و اگر چه همه را نكشته باشند . و وجهى دگر آن است كه : قتلوا و قاتلوا ، أى و قد قاتلوا بمعنى بعد ما قد
هامش
( 10 - 1 ) . همهء نسخه بدلها : رها نكردند . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : رها كردند ، وز يكى در خانهء خود رها نكردند كه بنشينند ، يكى را در خانه رها نكردند ، ديگر نسخه بدلها يكى را در خانهء خود رها نكردند كه بنشيند ، يكى را از خانهء خود رها نكردند . ( 3 ) . اساس : ندارد ، از وز افزوده شد . ( 4 ) . تب : رها كنيد . ( 5 ) . اساس : وار ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 6 ) . تب : المرسلين . ( 7 ) . سورهء شعرا ( 26 ) آيهء 21 . ( 8 ) . وز در حاشيه افزوده : يعنى حضرت عليه السّلام . ( 9 ) . اساس ، وز : صأصبر ، با توجّه به دب و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .