و از اهل كتاب كس هست كه ايمان آرد ( 1 ) به خداى و آنچه فرستادند بر شما و آنچه فرستادند به ايشان گردن نهاده خدا را نخرند به آيات خدا بهاى اندك ، ايشان آنانند كه مزدشان بنزديك خدايشان ( 2 ) كه خداى زود شمار است .
اى آنان كه ايمان آورديد صبر كنيد با مشركان پاى بداريد ( 3 ) باز بنديد خود را و بترسيد از خدا تا باشد كه ظفر يابيد .
قوله : * ( فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ ) * ، مجاهد گفت سبب نزول آيت آن بود كه امّ سلمه - رحمة اللَّه عليها - گفت : يا رسول اللَّه ! ما در قرآن ذكر مردان مىشنويم در هجرت و جهاد ، و ذكر زنان چيزى نيست ، خداى تعالى اين آيت فرستاد . و انصاريان گفتند :
اوّل كس كه از زنان هجرت كرد امّ سلمه بود . * ( أَنِّي لا أُضِيعُ ) * ، أى بانّي لا اضيع متعلَّق باشد به فعل ( 4 ) اعنى « فاستجاب » . خداى تعالى ايشان را جواب داد به آن كه گفت :
من عمل هيچ عامل و كار هيچ كار كننده و طاعت هيچ مطيع و رنج هيچ نكوكار ضايع نكنم ، اگر مرد باشد و اگر زن ، نه براى آن كه زن باشد و در بعضى امور شرعى حكم او مخالف باشد حكم مردان را . در احكام عقلى حكم زنان با مردان مختلف شود .
* ( بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ ) * ، بهرى از بهرى شما ، يعنى همه يكيى ( 5 ) بنزديك من از روى خلقت ، چنان كه گفت - عليه السّلام :
النّاس كأسنان المشط ،
مردم چون دندانهء شانهاند ، يعنى از روى خلقت ( 6 ) ، چنان كه شاعر گفت ( 7 ) :
هامش
( 1 ) . وز ، تب : دارد .
( 2 ) . وز هست .
( 3 ) . اساس : كلمه به صورت « نداريد » هم خوانده مىشود .
( 4 ) . اساس : قول ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 5 ) . يكيى / يكىايد ، تب : يكىايد .
( 6 ) . لب : خلق .
( 7 ) . تب شعر ، لب در حاشيه افزوده است : قال امام المتقين و يعسوب الذّين و ذو العلم اليقين صهر خاتم النّبيّين غالب كل غالب علىّ بن ابي طالب - عليه الصّلاة و السّلام .