و جواب صحيح از اين سؤال كه گويند : خداى تعالى خلف ميعاد نكند - اگر به ثواب باشد و اگر به عقاب ، براى آن كه كذب باشد و كذب بر او روا نيست - آن است كه گوييم : آن را كه وعيد متناول باشد او را لا محال به او برسد ، جز كه آنان كه معفوّ باشند يا مشفّع فيهم خبر متناول نبود ايشان را ، و اگر چه لفظ صورت عموم دارد ( 1 ) براى آن كه عموم را بنزديك ما صيغتى مفرد ( 2 ) مخصوص نيست كه اگر در خصوص استعمال كنند مجاز باشد ( 3 ) ، چنان كه در جاى خود بيايد - ان شاء اللَّه .
و أصمعىّ گفت ، ابو عمرو بن العلاء گفت ( 4 ) ، عمرو بن عبيد گفت : مرا خداى خلف وعد كند ؟ گفتم : نه ، گفت : خلف وعيد كند ؟ گفتم : آرى ، گفت : چرا ؟
گفت ( 5 ) : براى آن كه اين علامت لؤم باشد ، و آن دلالت كرم ، و آنگه اين بيتها بخواند ( 6 ) :
و لا يرهب بن العمّ ما عشت صولتي
و لا اختبي من خشية المتهدّد
و انّى اذا اوعدته او وعدته
لمخلف ايعادي و منجز موعدي
ابو هريره روايت كرد كه : رسول - عليه السّلام [ 286 - پ ] هر شب ( 7 ) ده آيت از آخر ال عمران بخواندى . و در خبر است كه : هر كس كه اين آيات بخواند ، همچنان باشد كه آن شب ( 8 ) نماز كرده . و عمّار الدّهنىّ روايت كرد از حضرت صادق - عليه السّلام - كه او گفت : هر كه را كارى پيش آيد ، پنج بار بگويد : [ ربّنا ] ( 9 ) ، خداى تعالى نجات دهد او را از آنچه ترسد ، و برساند او را به آنچه اميد دارد . گفتند :
چگونه ( 10 ) ؟ اين آيات برخواند - الى قوله : * ( إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ ) * ( 11 ) ، آنگه گفت : نه از پس اين اجابت است : * ( فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ ! ) *
هامش
( 1 ) . اساس : لفظ عموم صورت دارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 2 ) . مر : منفرد .
( 3 ) . دب ، آج ، لب ، مر : نباشد .
( 4 ) . دب ، آج ، مر ، تب : ابو عمرو بن العلا گفت .
( 5 ) . مر ، تب : گفتم .
( 6 ) . تب شعر .
( 7 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر آدينه .
( 8 ) . مر تا روز .
( 9 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 10 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر گفت .
( 11 ) . سورهء : آل عمران ( 3 ) آيهء 194 .