* ( وَما لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ ) * ، و ظالمان را يارى نبود . و در اين آيت دليل ( 1 ) نبود بر آن كه ظالمانى را كه نه كافر باشند شفيع نبود ، براى آن كه ناصر آن كس باشد كه يارى منصور كند على وجه ( 2 ) الحماية على من أراده و أراد اضراره ، و كس را در قيامت اين دست و قوّت نباشد ( 3 ) كه بر خداى حمايت كند و كسى را با پناه گيرد . و وجهى دگر آن كه تخصيص ظالمان كنند به كافران براى آن كه كفر هم ظلم باشد [ بل عظيمتر ظلمى باشد ] ( 4 ) ، لقوله - عزّ و جلّ : إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ ( 5 ) .
قوله : * ( رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلإِيمانِ ) * ، اين هم حكايت قول آن مؤمنان است كه ايشان در دعا و مناجات گويند : بار خدايا ! ما شنيديم منادى را كه ندا مىكرد و دعوت مىكرد به ايمان ، يعنى محمّد مصطفى - صلَّى اللَّه عليه و ( 6 ) آله - و اين قول [ عبد اللَّه مسعود و ] ( 7 ) عبد اللَّه عبّاس است و بيشتر مفسّران . و قرظىّ گفت : مراد قرآن است ، براى آن كه نه همهء مردمان كه از امّت رسولند او را ديدند ، و « لام » به معنى « الى » است ، چنان كه اوّل گفتيم ، مثاله : يَعُودُونَ لِما نُهُوا عَنْه ( 8 ) . و گفتهاند :
« لام » به معنى اجل است ، يعنى لأجله .
قتاده گفت : خداى تعالى اين معنى از مؤمنان جنّ و إنس حكايت كرد ، امّا از جنّيان قوله : إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً ( 9 ) ، و از إنسيان قوله : * ( إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلإِيمانِ ) * ، و اين جا نيز قول محذوف است ، و المعنى : و يقول « ان امنوا » بر قول بعضى ، و اين درست نيست براى آن كه ندا تعلَّق دارد به آن ، ندا مىكرد كه : ايمان آريد به خداى . * ( فَآمَنَّا ) * ، ايمان ( 10 ) آورديم .
* ( رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا ) * ، بار خدايا گناهان ما بيامرز و سيّئات ما مكفّر ( 11 ) و پوشيده كن . * ( وَتَوَفَّنا مَعَ الأَبْرارِ ) * ، و ما را با ابرار و نكوكاران وفات ده .
هامش
( 1 ) . تب : دليلى .
( 2 ) . دب : على الوجه .
( 3 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر : نبود .
( 4 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 5 ) . سورهء لقمان ( 31 ) آيهء 13 .
( 6 ) . وز ، تب على .
( 7 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 8 ) . سورهء مجادله ( 58 ) آيهء 8 .
( 9 ) . سورهء جن ( 72 ) آيهء 1 .
( 10 ) . مر : پس ايمان .
( 11 ) . آج ، لب ، فق ، مر : مكفور ، دب : ما را مكفوف .