تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
چونها گرفت ( 1 ) خداى تعالى عهد اهل كتاب كه بيان كنند براى مردمان و پنهان باز نكنند . عاصم و ابو عمرو و اهل مكّه خواندند در هر دو فعل : به « يا » ، بر وجه خبر از مغايبه ، و باقى قرّاء به « تا » ى خطاب بر تقدير اضمار قول ، يعنى : و اذ أخذ اللَّه ميثاقهم و قال لهم ، براى آن كه چون تقدير قول كنند خطاب باشد به ايشان ، و اگر اين تقدير نكنند خبر باشد از غايبان . حجّت آن كس كه به « تا » ى خطاب خواند ، قوله تعالى : * ( فَنَبَذُوه وَراءَ ظُهُورِهِمْ ) * ، ايشان عهد خداى تعالى با پس پشت انداختند و به بهاى اندك بفروختند از آن طعمه و رشوت كه ايشان را بنزديك عوامّ بود ، آنگه حق تعالى گفت : * ( فَبِئْسَ ما يَشْتَرُونَ ) * ، بد چيزى است آنچه ايشان مىكنند از آن بيع و شرا و معاوضه كه بهاى اندك مىستانند و ديانت به آن ( 2 ) مىفروشند ، و « ما » روا باشد كه مصدريّه بود ، أى بئس الشّىء اشتراءهم . و روا باشد كه نكرهء موصوفه باشد ، أى بئس الشّىء شىء يشترونه به ، و مصدريّه اوليتر است . قتاده گفت : اين ( 3 ) عهدى است كه خداى تعالى بر اهل علم گرفته است كه آنچه دانند بگويند و پنهان نكنند ، كه پنهان كردن آن مؤدّى با هلاك باشد . محمّد بن كعب گفت : حلال نباشد عالم را كه بر علم خاموش باشد ، و نه جاهل را كه بر جهل خاموش باشد ، آنگه در حقّ عالم بخواند : * ( وَإِذْ أَخَذَ اللَّه مِيثاقَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ ) * - الآية ، و در حقّ جاهل بخواند : فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ ( 4 ) . و ابو هريره گفت : اگر نه آنستى كه خداى تعالى عهد گرفته است از اهل علم كه علم پنهان نكنند ، من حديث نكردمى شما را به چيزى ، آنگه اين آيت برخواند . و عبد اللَّه مسعود روايت كند از رسول - عليه السّلام - كه گفت : من كتم علما عن ( 5 ) اهله الجم يوم القيمة بلجام من نار ، هر كه او علمى پنهان كند از اهلش روز قيامت لگامى ( 6 ) از آتش بر سر او كنند .
هامش
( 1 ) . آج : باز گرفت ، مر : فرا گرفت . ( 2 ) . تب : باز . ( 3 ) . اساس : به صورت « اى » هم خوانده مىشود . ( 4 ) . سورهء انبيا ( 21 ) آيهء 7 . ( 5 ) . اساس : كلمه به صورت « من » هم خوانده مىشود . ( 6 ) . مر : لجامى .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 201 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي