تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
آنگه محمّد مسلمه و ابو نايلة بن سلامه - و او برادر كعب اشرف بود ، از جهت رضاع - و عباد بن بشر ، و الحارث بن أوس بن معاذ ، و ابو عيسى بن حبر ( 1 ) شبى عزم كردند و از مدينه بيرون شدند ، و رسول - عليه السّلام - با ايشان برفت تا به بقيع غرقد ، آنگه ايشان را بفرستاد و گفت : انطلقوا على اسم اللَّه اللَّهمّ اعنهم ، به روى به نام خداى ، بار خدايا يار اينان باش . ايشان برفتند و رسول - عليه السّلام - با مدينه آمد . ايشان به نزديك حصن ( 2 ) رفتيدند ( 3 ) . ابو نايله از پيش برفت ، و اين شب شبى روشن مقمر بود ، آواز داد . او را بر حصن ( 4 ) بردند و بنشست با كعب و ساعتى نيك حديث كردند و شعر خواندند و سمر گفتند . آنگه ابو نايله گفت : يا كعب چيزى بخواهم گفتن با تو سرّى اگر نگاه دارى بر من . گفت : بگو . گفت : بدان كه اين مرد برخاست و به اين شهر ما آمد ، و اين بلايى است ما را ، همه عرب به دشمنى ما برخاستند ، و باتّفاق روى به ما نهادند و آمد و شد از ما باز بريدند و خبرها منقطع شد . كعب گفت : من مىگفتم شما را كه راه مدهيد او را . گفت : اكنون جماعتىاند با من ( 5 ) و ايشان را قرضى مىبايد از تو پاره اى طعام و رهنى و وثيقتى پيش تو بنهند . گفت : بايد تا فرزندان را پيش من به رهن بنهند . گفت : بر تو ايمن نباشند ، و لكن آنچه دوستر دارند و حاجت ايشان به آن بيشتر باشد - و آن سلاح است - پيش تو بنهند ، و اين براى آن گفت كه تا او چون سلاح بيند انديشهء ديگر نكند ، گمان برد كه به گرو آورده‌اند . كعب گفت : روا باشد ، بيارشان . ابو نايله رفت ( 6 ) و ايشان ( 7 ) را بر گرفت و به حصن برد و آواز داد . كعب از بستر خواب بجست و قريب العهد بود به عرس . زن در او آويخت ، گفت : كجا مىروى ؟ شب است و تو مردى كارزارى ( 8 ) و اينان دشمنانند ، صلاح
هامش
( 1 ) . اساس ، وز ، تب كلمه به صورت « جبر » يا « جبير » هم خوانده مىشود . ( 2 ) . اساس ، وز ، دب ، آج ، لب ، فق : حصين ، با توجّه به مر ، تب تصحيح شد . ( 3 ) . كذا : در اساس ، وز ، مر : آمدند ، ديگر نسخه بدلها : رفتند . ( 4 ) . اساس ، دب ، آج ، لب ، فق : حصين ، با توجّه به وز تصحيح شد . ( 5 ) . وز ، تب : جماعتى با مناند ، دب ، آج ، لب ، فق : جماعتى با من آمدند . ( 6 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر ، تب : برفت . ( 7 ) . اساس : اين ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 8 ) . دب ، آج ، لب ، فق ، مر ، تب : مرد كارزارى .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 198 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي